اهميت انكوباتورهاي كشاورزي در تحقق راهبرد

’’ ارزش افزوده بيشتر‘‘

 

مجيد متقي طلب - فاطمه بلالايي

پارك علم و فناوري استان گيلان

 

 

چكيده

   در ترسيم خط مشيهاي بخش كشاورزي ايران، حركت به سمت’’ ارزش افزوده بالاتر‘‘ بعنوان يك معيار راهبردي در تحقق نرخ رشد قابل قبول و پايدار در اين بخش ذكر ميگردد. در اقتصاد نوين عنصر ’’ مغز افزار ‘‘ به عنوان يك ركن اساسي جهت رسيدن به نتايج مطلوب در برنامه ريزيها ذكر ميگردد. اگر چرخه توليد محصول را، از مرحله توليد دانش تا توزيع و متعاقب آن مصرف، در نظر بگيريم، در بخش كشاورزي قابليتهاي بالقوه اما معطل مانده فراواني وجود دارد كه در صورت استفاده بهينه از آنها، دسترسي به ارزش  افزوده بالا براحتي امكان پذير خواهد بود. دو محدوديت اساسي در اين مسير عبارتند از ’’ عمل بدون دانش ‘‘ و ’’دانش بدون عمل ‘‘ انكوباتورهاي فناوري و تجاري بعنوان يك راهكار عملي جهت غلبه بر اين دو محدوديت و حمايت از كارآفرينان و صاحبان انديشه ارزيابي شده است بنحوي كه در صورت طراحي انكوباتورهاي مأموريت گرا و قابل انطباق با محصولات توليدي مزاياي زير متصور خواهد بود:

1- استفاده از اراضي و منابع آب و خاك كشور بصورت علمي و اقتصادي

2- كمك به توانمند سازي سيستم آموزش و پژوهش در بخش كشاورزي از طريق يك فرآيند باز خورد بين مراكز توليدي، تحقيقاتي و مصرف كننده

3- بهره برداري بهينه از محصولات اصلي كشاورزي و فرآوردههاي فرعي آنها

4- استفاده از فناوريهاي نوين ارائه شده در مراكز آموزشي و تجربه شده در مراكز تحقيقاتي

5- ايجاد يك بستر مناسب براي شكوفايي كارآفرينان و صاحبان ايده در بخشهاي؛ كشاورزي، صنايع غذايي، بيوتكنولوژي، محيط زيست و رشتههاي وابسته

   هدف از اين مقاله بررسي نقش و اهميت انكوباتورهاي كشاورزي در دستيابي به رشد اقتصادي پايدار در اين بخش، از مرحله ارائه ايده تا توليد محصول، با استفاده از تجارب بدست آمده در ساير كشورها و ارائه يك الگوي مناسب در اين حوزه با استفاده از مطالعه تطبيقي مي‌باشد.

مقدمه

   بر اساس برآوردهاي بعمل آمده، جمعيت ايران تا سال 1385 به حدود 80 ميليون نفر خواهد رسيد كه در اين صورت جهت تأمين كالاهاي اساسي آنها حدود 20 ميليون تن واردات محصولات كشاورزي مانند گندم، برنج، روغن، شكر و غيره  مورد نياز ميباشد. مروري بر امكانات و منابع ‌بالقوه‌كشاورزي نشان مي‌دهدكه از مساحت 165 ميليون هكتاري كشور 51 ميليون هكتار براي كشاورزي قابل استفاده بوده و  از اين اراضي قابل كشت تنها از 36% آن معادل حدود 4/18 ميليون هكتار بهره برداري مي‌شود، ضمن اينكه بهره‌وري اراضي محدود زيركشت نيز 65% اعلام شده است [ FAO 2002 ].

در ماده 17 لايحه پيشنهادي برنامه چهارم توسعه كشور تهيه سند ملي توسعه بخش كشاورزي با  رويكرد:  توسعه پايدار، خودكفايي نسبي محصولات و امنيت غذايي، در چارچوب  محورهاي زير مورد تأكيد قرار گرفته است:

الف) استفاده بهينه از منابع آب و خاك، توسعه زير ساختها در راستاي كشاورزي نوين، افزايش بهر وري مجتمع، پرورش دام و طيور و آبزيان، ارتقاي كمي و كيفي محصولات كشاورزي مطابق با اقلام سبد مطلوب غذايي و ظرفيت سازي براي ذخيرهسازي محصولات اساسي

ب) استفاده مؤثر از عوامل سخت‌افزاري و نرم‌افزاري در فرآيند توليد، ايجاد انگيزه براي جذب نيروهاي متخصص از طريق تكميل نظام جامع ترويج و آموزش بهره برداران،  با تأكيد بر استفاده از خدمات  فني بخش خصوصي، توسعه پژوهشهاي كاربردي، بومي كردن تجربيات و ظرفيتهاي جهاني با بهره‌گيري از فناوريهاي نوين مانند بيوتكنولوژي

ج) برقراري حمايتهاي لازم از ظرفيتها و قطبهاي توليد ويژه صادرات و تقويت بورس و ايجاد تسهيلات خاص (اداري، مالي، بانكي، بيمه، گمرگ) براي صادرات محصولات كشاورزي.

اگر در نظر بگيريم كه توسعه مبتني بر دانايي، رشد مستمر و پايدار، رقابت پذيري اقتصاد و تعامل فعال با اقتصاد جهاني، از جمله اهداف و سياستهاي كلي برنامه پيشنهادي مي‌باشد، در آن صورت اطمينان نسبي از دستيابي به اهداف ذكر شده به عنوان يك دغدغه جدي در نظر گرفته مي‌شود. در عين حال تجزيه و تحليل برنامههاي ارائه شده در ادوار مختلف، حاكي از عدم دسترسي به اهداف برنامهها بوده، و منجر به ارائه نظراتي گرديد كه از جمله مي‌توان به نقد برنامه دستيابي به رشد 8 درصد در سال 1382 اشاره نمود، كه بر اساس نظر برخي منتقدان پيش از آنكه يك خط مشي، راهبرد و راهكار باشد بيان خود صورت مسئله است كه بايد بنحوي حل شود (بهكيش، 1382).

 
ضرورت محوريت دانش در برنامههاي توسعه كشاورزي

در اقتصاد نوين عنصر ’’مغزافزار‘‘ به عنوان يك ركن اساسي جهت حصول به نتايج مطلوب در برنامهريزيها قلمداد مي‌شود.

    مورگان  [Morgan 2002]اعتقاد دارد كه دو  محدوديت اساسي در رسيدن به مراحل توسعه و موفقيت برنامهها در كشورهاي مختلف عبارتند از:

الف: عمل بدون دانش[1]

ب: دانش بدون عمل [2]

   شولتز[Shültz  1979] اقتصاددان معاصر و برنده جايزه نوبل در رشته اقتصاد معتقد است كه:’’انساني كه چون نياكان خود زراعت مي‌كند هر چند هم سخت كوش و داراي زمين حاصلخيز باشد موفق به توليد مطلوب نخواهد شد بلكه رمز دسترسي به محصولات با كميت و كيفيت بالا در استفاده صحيح از دانش و معلومات علمي نهفته است‌كه طي آن امكان استفاده بهينه از اراضي، نهادهها، ماشين آلات و بازار فراهم مي‌گردد‘‘

ايده جهاني كشاورزي اين است كه ما نياز داريم راههاي جديد براي خلق موقعيتهاي جديد ايجاد كنيم و  نيز نياز داريم تا افراد جوان را در زمينه كشاورزي جذب كنيم. ما مردم را تشويق  ميكنيم تا نگاه دوبارهاي به كشاورزي به عنوان ‹‹تجارت›› داشته باشند. آنچه به كشاورزان كمك مي‌كند در تجارت كشاورزي رقابت كنند، فرآوردههاي غذايي ‹‹با ارزش افزوده››، جديد و فرآوري شده است.

تعريف سال 2002 براي محصولات با ارزش افزوده اين است:

·    تغيير در حالت يا شكل فيزيكي محصول نظير آسياب گندم، توليد مربا و....

·    توليد محصول در حالتيكه ارزش آن را بهبود دهد. نظير گوساله پرورشي عاري از مواد هورموني و آلي

·    جدا سازي، تجزيه و تفكيك فيزيكي يك كالا يا فرآورده كشاورزي در حالتي كه افزايش ارزش افزوده محصول (ماده خام) اوليه را سبب شود.

مطالب ذكر شده بالا  درقالب چند محور كلي به شرح زير قابل دستهبندي مي‌باشد:

الف: ضرورت استفاده از پتانسيلهاي كشاورزي و منابع طبيعي 

ب: در نظر گرفتن  امنيت غذايي وامكان رقابت محصولات كشاورزي داخل با انواع توليد شده در خارج به عنوان يك چالش اساسي  در سالهاي آينده

ج: عدم استفاده بهينه از فارغ التحصيلان و صاحبان ايده در زمينه كشاورزي

صاحب نظران و تئوري پردازان بر اين باورند كه رسيدن به نرخ رشد مناسب در بخش كشاورزي به برنامهريزي منسجم و هماهنگ در مراحل مختلف نياز آن دارد. مراحل اين فرآيند در نمودار 1 آمده است.

                       

نمودار 1. فرآيند و اجزاي دسترسي به نرخ رشد اقتصادي مطلوب در بخش كشاورزي

 

از الزامات تحقق مراحل فوق و رسيدن به رشد اقتصادي پايدار در فعاليتهاي كشاورزي ايجاد يك پل مناسب در دو محدوديت ذكر شده يعني ’’عمل بدون دانش‘‘ و ’’دانش بدون عمل‘‘ مي‌باشد. بررسي امكانات كشورهاي توسعه يافته جهت نيل به اين هدف، حاكي از انجام چند اقدام كليدي است.

الف) كارآفرينان و نوآوران، موتور محركه توسعه

در بخش كشاورزي حركت به سمت ارزش افزوده بالاتر به عنوان يك معيار راهبردي  در تحقق نرخ رشد قابل قبول و پايدار، ذكر مي‌گردد. در اينصورت سرمايه گذاري جهت توسعه نوآوري و تجاري سازي ايده بايد به عنوان يك ضرورت راهبردي در  بخش كشاورزي در نظر گرفته شود. به بيان ديگر در يك جامعه دانايي محور بايد جايگاهي ويژه براي كارآفرينان  و صاحبان انديشه و حمايت همه جانبه از آنها منظور گردد. در چنين جوامعي دامنه تأثير كارآفريني بسيار وسيع بوده به نحوي كه از تغيير در ارزشهاي اجتماعي، تا رشد شتابان اقتصادي، را شامل مي‌شود كه از جمله  مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:

1- ايجاد ثروت 2- اشتغالزايي 3- ايجاد و توسعه فناوري 4- ترغيب و تشويق سرمايهگذاري 5- شناخت و گسترش بازارهاي جديد  6- ساماندهي و استفاده اثر بخش از منابع

بررسي‌تجارب‌كشورهاي‌مختلف جهاني نشان مي‌دهدكه‌پارك‌ها ومراكز رشد اعم از تجاري1، فناوري2، مراكز نوآوري3 و پاركهاي علم و  فناوري4 از جمله راههاي برون رفت از مشكلاتي است كه دسترسي به اهداف مورد نظر  را تسهيل مي‌كند.

از جمله دلايل قابل ذكر  اين است كه بر مبناي يك بررسي در سال 1997 حدود 87% از كساني كه دوره رشد خود را در مراكز رشد طي نمودند، موفق به ادامه كسب و كار در عرصه تجارت و رقابت شدند.

امروزه در كشورهاي توسعه يافته پارك فناوري كشاورزي5 به عنوان مركزي جهت توسعه صادرات در بخش كشاورزي در نظر گرفته مي‌شود‌كه با ايجاد فضا و سرويس مناسب از‌كار‌آفرينان و افراد با  ايدههاي محوري در زمينههاي كشاورزي، بيوتكنولوژي و ساير رشتههاي وابسته حمايت کرده و از اين طريق ايدهها و برنامههاي  نوآوري، وارد عرصه كسب و كار و تجارت شوند.

هدف از ارائه اين مقاله معرفي پاركها و مراكز رشد به عنوان يك راهكار راهبردي جهت دستيابي به رشد اقتصادي مطلوب در توليدات و محصولات كشاورزي و تجارت آنها مي‌باشد.

ب) مراكز رشد و فرآيند حمايت از ايدههاي محوري

بررسي منابع و آمارهاي موجود نشان مي‌دهد كه تا سال 2002 بيش از 3200 واحد انكوباتور در جهان تأسيس شده كه از اين تعداد 800 واحد آن در آمريكا، 300 مركز در آلمان و در حدود 900 واحد در آسيا قرار دارند6، كره و چين در كشورهاي آسيايي از نظر تأسيس انكوباتورهاي مختلف در رتبه اول قرار دارند. نقش انكوباتورها بطور كلي عبارت است از ايجاد يك محيط مناسب براي تبديل ايده به محصول در فرآيندي كه طي آن موجبات رشد كار آفرينان و صاحب انديشه فراهم مي‌شود. اين فرآيند را بطور خلاصه مي‌توان در نمودار 2 مشاهده نمود.

 

نمودار 2. مراحل حمايت تبديل ايده به محصول و‌چگونگي حمايت مالي‌از ايدههاي محوري

(برگرفته از بيشچوف 2001)

انكوباتورهاي كشاورزي1 از جمله انكوباتورهاي فعال در جهان است كه اهداف آن به شرح زير بيان مي‌گردد:

الف) هماهنگي و ايجاد شبكه ارتباطي مؤثر

ب) حمايت تجاري، مديريتي و بازاريابي

ج) ايجاد  زمينههاي بهبود مستمر وضعيت توليد كنندگان محصولات كشاورزي

د) هماهنگي با روند بازار مصرف

ه) ايجاد انگيزه و تشويق

در توجيه اهداف فوق گفته ميشود كه در آينده موفقيت در بخش كشاورزي قبل از آنكه از طريق توانايي در ادامه توليد تعريف شود، بوسيله بازاريابي مؤثر و نوآوري در توليدات تعيين و در اين  راستا قانون مالكيت معنوي نقش اساسي در توسعه كشاورزي ايفاء خواهد نمود. در چنين حالتي فعاليتهاي كشاورزي به عنوان يك ابزار توسعه، به عنوان راهي در نظر گرفته مي‌شود كه آهنگ موفقيتها را سرعت بخشيده و حاصل آن ايجاد احساس مناسب براي مردم علي الخصوص جوانان و اميد آنها به آينده خواهد شد. همانند ساير مراكز رشد، انكوباتورهاي كشاورزي نيز به عنوان مركزي در نظر گرفته مي‌شوند كه كار آفرينان و صاحبان انديشه نو در قالب شركتهاي كوچك و متوسط را در شروع كسب و كار حمايت مي‌نمايد تا اينگونه افراد بتوانند طرح و ايده خود را به محصول تبديل نمايند. در حال حاضر چنين مراكزي فعاليت خود را عمدتاً روي موضوعاتي از قبيل نوآوريهاي كشاورزي، انتقال تكنولوژي، ايجاد زير ساختهاي فيزيكي، توسعه شبكه همكاري با دانشگاهها، بازاريابي توزيع و مديريت، متمركز نمودهاند. نمودار 3 يك مدل پيشنهادي اجرايي نمودن اين اهداف را نشان مي‌دهد.

نمودار 3. يك مدل پيشنهادي جهت تبديل ايدههاي نو به محصول

تفاوت عمدهاي كه بين يك انكوباتور تجاري كلاسيك و انكوباتور كشاورزي وجود دارد اين است كه انكوباتورهاي كشاورزي در يك فضاي محدود و زير يك سقف قابل مديريت نيستند. به عبارت ديگر در حالي كه انكوباتورهاي تجاري در يك فضا و محدوده تعريف شده مستقر مي‌شوند (بر مبناي روش رايج)، انكوباتورهاي كشاورزي را بايد به عنوان فضاي خارج از تعريف فوق در نظر گرفت، به نحوي كه مزرعه و ناحيه توليدي را نيز شامل ميشود. عملي نمودن برنامههاي يك مركز رشد كشاورزي به مشخص كردن چند مقوله بصورت روشن نياز دارد كه از جمله ميتوان به تعيين دقيق هدف، ويژگيها و تواناييهاي هدف نهايي، مديريت قوي و مؤثر و همزمان داشتن درك صحيح از فناوري اطلاعات و ارتباطات اشاره نمود.

 

يك مدل پيشنهادي براي ايران

با نگاهي به مجموعه فعاليتهاي كشاورزي و تطبيق آن با نگرشي سيستمي در تجارت نوين، لزوم حركت هماهنگ و برنامه ريزي شده در سه بعد توليد، فرآوري و تجارت محصولات كشاورزي آشكار مي‌گردد. بر مبناي فرضيهها و تجارت علمي موجود از طريق طراحي انكوباتورهاي مأموريت گرا،  آنچنان كه منطبق با شرايط و فعاليتهاي توليدي مناطق مختلف باشد، امكان تسهيل در تحقق اهداف زير و دستيابي  به رشد پايدار در فعاليتهاي كشاورزي وجود دارد:

1- استفاده از اراضي و منابع آب و خاك كشور بصورت علمي و اقتصادي

2- كمك به توانمند سازي سيستم آموزش و پژوهش در بخش كشاورزي از طريق يك فرآيند باز خورد بين مراكز توليدي، تحقيقاتي و مصرف كننده

3- بهره برداري بهينه از محصولات اصلي كشاورزي و فرآوردههاي فرعي آنها

4- استفاده از فناوريهاي نوين ارائه شده در مراكز آموزشي و تجربه شده در مراكز تحقيقاتي

5- ايجاد يك بستر مناسب براي شكوفايي كارآفرينان و صاحبان ايده در بخش كشاورزي، صنايع غذايي، بيوتكنولوژي، محيط زيست و رشتههاي وابسته يك مدل پيشنهادي جهت حركت منظم به سمت توسعه هدفدار و دستيابي به نرخ رشد مطلوب، با استفاده از تأسيس مراكز رشد كشاورزي، در نمودار 4 آمده است.

در اين مدل نقش دولت بصورت برجسته و فعال فقط در حوزههاي سياستگزاري و تدوين راهبردها و متعاقب آن نظارت بر روش اجرا و نتايج حاصله منظور شده و فعاليتهاي اجرايي بايد توسط بخش خصوصي انجام شود. در اين راستا فروش اوراق بهاءدار و تضمين برگشت سرمايه توسط دولت جهت احداث مراكز رشد، مي‌تواند به عنوان يك راهكار اساسي جهت ورود جدي و بدون دغدغه بخش خصوصي در نظر گرفته شود. به عبارت ديگر ايجاد اطمينان براي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در عرصههاي علم و فناوري، مستلزم پرداخت يارانههاي هدفمند اوليه، بيمه سرمايه گذاري و در عين حال نظارت و هدايت مستمر توسط دولت مي‌باشد.

 

 

نمودار 4 . يك مدل پيشنهادي جهت حركت نظام مند به سمت توسعه هدفدار و دستيابي به نرخ رشد مطلوب با استفاده از تأسيس مراكز رشد كشاورزي

نتيجه‌گيري

مراكز رشد فناوري و تجاري به عنوان يك راهكار اساسي جهت استفاده از قابليتهاي بالقوه (اما معطل مانده) بخش كشاورزي در نظر گرفته شده و از اين طريق ضمن استفاده بهينه از قابليتها، دستيابي به ارزش افزوده بالاتر ميسر خواهد شد.

         منابع

[1] مجموعه مقالات اولين كنگره ملي بررسي مسايل توسعه كشاورزي ايران، سازمان تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي، اسفند ماه 1367

[2] راهنماي سال كشاورزي، دامپروري و آب ايران، كميته سال كشاورزي و دامپروري، سال زراعي 73- 1372

[3] آمار نامه كشاورزي ايران، سال زراعي 80- 1379، وزارت جهاد كشاورزي 1381

[4] بهكيش، م. رشد اقتصادي به خواست يك مقام كم و زياد نمي‌شود. روند اقتصادي - سال اول، شماره دوم، مرداد و شهريور 1382

[5] كارآفريني- طرح توسعه كارآفريني در دانشگاههاي كشور (كاراد) از انتشارات سازمان سنجش آموزش كشور

[6] سلجوقي، خ. ضرورت توسعه منطقي مراكز رشد و پاركهاي علمي و فناوري. از انتشارات سازمان مديريت و برنامهريزي، 1381.

[7] Threshold to Maine R&D Area, Inc.; Agriculture Incubator Center, Providing Incubation Servicer to New or Existing Agriculture businesses in Southern and Western Maine, Agust 2002.

[8] Promoting Sustainable Rural Development Through Agriculture; Canadian International Development Agency. Canada, April 2003

 [9] Elbert Auil; Windham eges an incubator to grow agriculture; August 31,2003, http://www.pressherald.com/Nows/local/030831 incubator. Shtml.

[10] Sustainable Rural Livlihoods in Asia and the pacific; Sustainable Agriculture Development strategies for the Least Developed Countries of the Asian and The pacific Region,http://www.unescap.org/rural/doc/sads

[11] Albertas Agriculture Research & Inoration strategic Framework.  March 2003.       http://  www.aari.ca

[12] FAO Agriculture Series No.31; http://www.irv.net/food-Iran.htm.

[13] Bischoff,J. 2001. An overview of successful international Technology Business Incubators Programmes. The lst International workshop on Technology Business Incubators in India.  29-31.  January 2001, Bangalore, India. 

 



[1]- Action without knowledge

[2]- Knowledge without action

4- Science & Technology  Park

1- Agriculture Incubator