شبكهسازي واحدهاي تحقيقاتي (دولتي، خصوصي، صنعتي، دانشگاهي)
راهكاري براي توسعه ارتباطات دولت، دانشگاه و صنعت مطالعه موردي: شبكه تحقيقاتي
شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان
علي عطافر1، مرتضي نصوحي2
2- کارشناس ارشد شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان و نماينده شهرک
در شوراي سياستگذاري شبکه
اتخاذ راهكارهايي اجرايي به منظور توسعه ارتباطات دولت، دانشگاه و صنعت
كمك شايان توجهي به برقراري ارتباط بين اين سه نهاد و در نتيجه توسعه اقتصادي ميكند.
يكي از اين راهكارهاي اجرايي شبكهسازي واحدهاي تحقيقاتي اعم از مراكز تحقيقاتي
دولتي، دانشگاهي و مراكز تحقيق و توسعه صنعت ميباشد كه در اين مقاله تجربيات شهرك
علمي و تحقيقاتي اصفهان در اين رابطه بيان ميشود. اين تجربيات راهنماي مطلوبي جهت
ايجاد شبكه مراكز تحقيقاتي در سطح استاني و حتي ملي ميباشد. در اين مقاله، چگونگي
شكلگيري شبكه واحدهاي تحقيقاتي شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان، ماهيت، اهداف،
رسالتها و اركان آن، تشريح شده است.
مقدمه
پيش نياز ايجاد هر سياست علمي در هر جامعه، وجود حداقلي از
مراكز پژوهشي و پژوهشگراني است كه در دو قطب دانشگاه و صنعت فعاليت كنند. دانشگاه
رابطه تنگاتنگ با دانش علمي حاصل از كار فردي اعضاي هيئت علمي دارد و صنعت به
تحقيقات در جهت توسعه و دستيابي به رقابت افزونتر در بازارهاي تجاري ميپردازد.
تحقيقات بنيادي كه براي افزايش دانش و تحقيقات كاربردي در مقاصد علمي و صنعتي مورد
استفاده قرار ميگيرد، به ساده كردن موقعيتي كه واقعا بسيار پيچيده است، كمك ميكند.
اما بحث ديرين و بيپايان رابطه دانشگاه و صنعت را به انجام نميرساند. اين سؤال
همواره مطرح است كه چرا فعاليتهاي علم و فنآوري در بسياري از كشورهاي رو به توسعه
جان نميگيرد؟ چرا اين فعاليتها كه در جاي جاي نهادهاي دولتي و خصوصي اين كشورها
صورت ميگيرد، از هم گسيخته و نامنسجم است؟ چرا دستاوردهاي تحقيقاتي مؤسسات و
مراكز تحقيقاتي اين كشورها، راهي به صنعت نمييابد تا به محصول و خدمات تبديل شود
و چرخهاي كم تحرك اقتصاد را به گردش در آورد؟
براي پاسخ به اين سؤالات، تشريح مختصري از سياستهاي علم و فنآوري
كشورهاي پيشرفته، امري ضروري ميباشد. براي مثال، توجه سياست علم و فنآوري ژاپن،
به نحو روزافزون و غير عادي به فنآوريهايي معطوف شده است كه اهميت تجاري دارند.
لين (1986) معتقد است براي تدوين اين سياست، گروههاي قدرتمندي از بخشهاي تجاري،
دانشگاهي و دولتي گرد هم ميآيند و در قالب گروههاي مشورتي دائمي به بخشهاي
گوناگون ديوان سالاري دولتي ياري ميرسانند. در اين رابطه، ژاپن براي هماهنگ سازي
تحقيقات صنعت، جهت نيل به توسعه فنآوريهاي بالا، شهرك علمي تسوكوبا را شبيه دره
سيليكون امريكا ساخت.
كوداما (1992) يكي از صاحبنظران ژاپني معتقد است كه تبديل
شركتهاي توليدي ژاپن به سازمانهاي انديشمند، به رويكرد ادغام فنآوري برميگردد.
ادغام فنآوري، به معناي ايجاد و توسعه فنآوريهاي پيوندي ميباشد كه هيچ صنعت
پويا و رقابت جويي نبايد تنها بر فنآوريهاي خاصي تكيه كرده و اعتبارات تحقيقاتي
خود را در حوزه تخصصي خويش هزينه كند،زيرا ديگر اصل يك صنعت و يك فنآوري مدتهاست
كه منسوخ شده و جاي خود را به يك صنعت-دهها فنآوري سپرده است.
صنعتي كه بر اساس پيوند دهها فنآوري شكل ميگيرد، بايد چشم
خود را به روي همه پيشرفتها و نوآوريهاي فنآوري در اينجا و آنجا و بويژه در خارج
از حيطه تخصصي خود باز كرده و ببيند كه چگونه ميتواند آنها را با فنآوريهاي در
حال استفاده خود پيوند داده و محصولات نوآورانه را به بازار روانه كند. شايد اگر
بحث برنامههاي تحقيقاتي مشترك به ميان آيد، بسياري از صنايع ترجيح ميدهند كه
تنها با هم رشتههاي خود مشاركت داشته باشند، اما يكپارچه سازي فنآوري، صنايع
گوناگون را به همكاري تحقيقاتي هدف مند فرا ميخواند.
در كشور ما به موضوع با اهميتي همچون ارتباط و عدم ارتباط با
صنعت اشاره چنداني نشده است. در بررسي كه بل (1993) صورت داده است،مشكلاتي كه در
حال حاضر مؤسسات تحقيقات فنآوري با آنها مواجه هستند، مربوط به يكپارچه سازي اين
مؤسسات در شريان اصلي اين توليدات صنعتي و پيشرفت فنآوري در ممالك جهان سوم ميباشد.
مطالعات اخير در اين زمينه نشان ميدهد كه بسياري از اين واحدها فاقد ارتباط با صنعت
هستند و به صنايع مورد نظر خود خدمات لازم را
ارائه ندادهاند.
در كشورهاي در حال توسعه اين مراكز با كمك مالي دولتها تأسيس
شده و با هدف كمك به توسعه اقتصادي از طريق توليد علم و فنآوري، ايجاد گرديدهاند.
اين مؤسسات به جاي توجه به توسعه ارگانيك در پاسخ به نيازهاي صنعتي، به اين سمت
گرايش يافتهاند كه مطابق مؤسسات بسيار پيشرفته در جهان الگوسازي شوند. در نتيجه،
نوعي ساختار دوگانه را توسعه دادند كه در آن مؤسساتي، بودجه آنها توسط دولت
تأمين ميشد و در سوي ديگر R&D هاي در سطح شركتي، قرار ميگيرند. بنابراين جاي تعجب نيست كه
بسياري از آنها بيارتباط با فعاليتهاي صنعتي باقي بمانند.
اين مشكلات تا حدودي توسط مؤسسات فنآوري كشورهاي پيشرفته كه
بعضي از آنها مستقل از نيازهاي صنعتي توسعه يافتهاند نيز انعكاس يافته است. در طي
دهه 1980 بسياري از كشورهاي توسعه يافته، به مسئله ارتباط اين مؤسسات با صنعت و
نيز كارآيي و ارزش پولي آنها پرداختهاند. اين امر منجر به كاهش بودجه،خصوصيسازي
و تجاريسازي شده است. با وجودي كه بل به بررسي مؤسسات تحقيقات فنآوري مدرن در
كشورهاي پيشرفته نميپردازد،شواهد تاريخي بسياري وجود دارد كه دلالت برقديمي شدن
و عدم كارايي آنها در جهان صنعتي دارد. بويژه، بسياري از مؤسسات مربوط به دفاع و
ارتباطات راه دور، به خاطر عدم ارتباط و ناتواني در انتقال فنآوري به بخش صنعت
مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
با توجه به مطالب فوق، شبكهسازي واحدهاي تحقيقاتي يكي از راهحلهاي
مناسب براي رفع اين معظل تلقي ميشود. شبكهسازي بين مراكز تحقيق و توسعه يكي از
شيوههاي اساسي براي انجام طرحهاي مشترك و ايجاد ارتباط بين صنعت و مراكز تحقيقاتي
(دانشگاهي، دولتي) ميباشد. اغلب كشورها داراي مؤسسات تحقيقاتي فنآوري مستقل و
غير مستقلي هستند كه بودجه آنها توسط دولت، بخش خصوصي يا هر دوي آنها تأمين ميگردد.
اين گونه مؤسسات بخش مهمي از زير ساخت علمي و فنآوري يا مراكز
تحقيقاتي را تشكيل ميدهند. بنابراين، شبكهسازي واحدهاي تحقيقاتي به دليل (1) همافزايي
علمي بين مراكز تحقيق و توسعه و مراكز تحقيقاتي از طريق اطلاع رساني و آموزشهاي
مشترك، (2) افزايش توانايي مراكز R&D در انجام پروژههاي بين رشتهاي مورد نياز صنايع، (3) سودآور شدن
فعاليت واحدهاي R&D
از طريق ارائه خدمات تخصصي به يكديگر و بهرهبرداري بهينه از امكانات و (4) عدم
نياز به افزايش غير ضروري كاركنان و تجهيزات مراكز تحقيق و توسعه از طريق ارتباط
با يكديگر، حائز اهميت
فراواني ميباشد.
براي نمونه، از ويژگيهاي زير ساخت صنعتي آلمان وجود شبكههاي
به هم پيوستهاي است كه از حد بالاي مشاركت با يكديگر برخوردارند. هر شركتي كه در
بخش مهندسي به عضويت اتحاديههاي تجاري و صنفي در ميآيد، اين شركت با دانشگاههاي
محلي ارتباط خواهد داشت تا از دستيابي به فنآوريهاي برتر و نيز جريان نيروي
انساني ماهر اطمينان كامل حاصل نمايد.
مؤسسه فنآوري توليد و اتوماسيون، يكي از موفقترين مؤسسات در
زمينه ايجاد شبكه ميباشد كه در حال حاضر بزرگترين مؤسسه شبكه فرانهوفر آلمان تلقي
ميشود. اين مؤسسه با شبكه گستردهاي از تشكيلات صنعتي و فني مهم در سطوح ملي و
بينالمللي ارتباط نزديك دارد. بنابراين به اين وسيله ميتواند با پيشرفتهاي فنآوري
نوين و مهم در تماس باشد و با اين كار به ارائه چهره خود به عنوان سازماني كه در
مسائل مهم دخالت دارد، مبادرت ورزد و به اين ترتيب براي مصرفكنندگان از لحاظ
منطقي اولويت مييابد. نشستهايي كه كميتههاي مختلف اين مؤسسه برگزار ميكند، سبب
تشكيل شبكههاي گستردهاي براي ارتباطات بالقوه، تبادل اطلاعات فني و غيره ميگردد.
افزون بر اين، اين مؤسسه از لحاظ تواناييهاي فني و پرسنلي
داراي يك شبكه شناخته شده بينالمللي است و داراي شماري از مؤسسات در كشورهاي
مختلف اروپايي، امريكا و ژاپن ميباشد. همچنين تجربيات دولت كانادا در قبال فراهم
نمودن چنين فعاليتهايي قابل توجه است. واكنش ايالتهاي كانادا در قبال تأسيس و آغاز
به كار شوراي ملي تحقيقات كانادا در مقياس وسيع، ايجاد شوراهاي مشابهي در همه
ايالتهاي كشور بود. اين امر ادامه داشت تا آنكه كمسيون لامونتين بر ضرورت تحولات
بيشتر در سياستهاي علمي ايالتي و ادغام كلي آنها در يك سياست ملي تمركز يافت. اين
كمسيون تأسيس يك شوراي فدرال-ايالتي علم و فنآوري را براي شناسايي و هماهنگي
فعاليتهاي علمي و فنآوري در سراسر كشور به منزله پايهاي براي سياست علمي جامع
ملي پيشنهاد كرد (بينين 1989). به فرض اگر بخواهيم چنين شورايي براي شناسايي و
هماهنگي فعاليتهاي علمي و فنآوري تأسيس شود، نام آن ميتواند شوراي ملي-استاني
علم و فنآوري و يا نامي از اين دست باشد.
با توجه به تجربيات فوق، شهرك علمي تحقيقاتي اصفهان با هدف
برقراري ارتباط بيشتر بين صنايع و دانشگاه و افزايش تواناييهاي تحقيقاتي استان، از
سال 1380 نسبت به طراحي شبكه واحدهاي تحقيقاتي استان اقدام نمود. شوراي سياستگزاري
شبكه واحدهاي تحقيقاتي، وظيفه طراحي و استقرار شبكه را دارد. اين شورا طي جلساتي
به نياز سنجي الگوي شبكه از اعضا نسبت به تعريف اهداف، ساختار، اركان و مراحل
ايجاد شبكه اقدام نموده است. اين روند همچنان براي تحقق اهداف راهاندازي ادامه
دارد.
اين مقاله با هدف ارائه تجربيات كاربردي در مورد نيازسنجي،
طراحي و استقرار شبكه تحقيقاتي شهرك علمي تحقيقاتي، ميكوشد تا در ادامه اين بحث
به معرفي الگوي شكلگيري آن در سطح استان بپردازد.
معرفي شبكه تحقيقاتي شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان
سازماندهي امكانات تحقيق و
توسعه براي ايجاد پيوند بين پتانسيلها و مهارتهاي دانشگاهها،مراكز تحقيقاتي و
صنعتي، بستر سازي و برنامهريزي جهت كاربردي كردن و تجاري نمودن نتايج تحقيقات و
اشاعه فرهنگ و سازماندهي فعاليتهاي جمعي تحقيقاتي از وظايف شهرك علمي و تحقيقاتي
ميباشد. اين شهرك در راستاي اهداف بر شمرده و با توجه به ضرورت بهرهگيري مشترك
واحدهاي تحقيقاتي از امكانات موجود و ضرورت پشتيباني از فعاليتهاي مشترك تحقيقاتي،
نسبت به تأسيس و سازماندهي شبكه واحدهاي تحقيقاتي كار نموده است. اين كار با
شناسايي و پذيرش واحدهاي تحقيقاتي خصوصي، دولتي و واحدهاي تحقيقاتي دانشگاهي از
اواخر سال 1379 شروع شده است. در حال حاضر شبكه از 55 واحد تحقيقاتي تشكيل شده است
كه در 10 گرايش مختلف فعاليت ميكنند و از لحاظ پتانسيلهاي تحقيقاتي تفاوتهاي
زيادي با يكديگر دارند. نمودار (1) درصد اعضاي تشكيل دهنده شبكه تحقيقاتي را با
توجه به گرايشهاي مختلف نشان ميدهد.
نمودار1. درصد واحدهاي
تشكيل دهنده شبكه تحقيقاتي از گرايشهاي مختلف

عوامل و ضرورياتي كه در
شكلگيري سريع شبكه تحقيقاتي نقش داشتهاند به شهرك اين اجازه را نداده است كه در
مورد شبكه به برنامهريزي قبل از اجرا بپردازد. برنامهريزي راهبردي براي اين
مجموعه همزمان با انجام برخي اقدامات اجرايي در جهت شكلگيري اوليه شبكه صورت
گرفت. اين مسئله كمك كرد تا برنامهريزي، دور از واقع نباشد و با توجه به مشكلات
واقعي شبكه، در برنامهريزي مد نظر قرار گيرد. بنابراين در قالب يك برنامهريزي
راهبردي، امور مربوط به شبكه در سه مرحله سيستمسازي، راهاندازي و بهرهبرداري
طراحي شد و نقش شهرك بعنوان مؤسس اين شبكه در هر مرحله در جدول 1 آورده شده است.
لازم به ذكر است كه شبكه
در مرحله راهاندازي ميباشد و امور برنامهريزي توسط شورايي از نمايندگان و دو تن
از مشاورين برنامهريزي صورت ميگيرد.
جدول1- وظايف و امور مرتبط جهت راهاندازي شبكه واحدهاي
تحقيقاتي و نقش شهرك در هر مرحله

تعريف، رسالت، اهداف و اركان شبكه تحقيقاتي
1- تعريف شبكه تحقيقاتي
شبكه واحدهاي تحقيقاتي به مجموعهاي از واحدهاي تحقيقاتي عضو
اطلاق ميشود كه چالشهاي مشترك در رسيدن به اهداف مشابه آنها را با يكديگر مرتبط
و هماهنگ مينمايند. عباراتي همچون واحدهاي تحقيقاتي، چالشهاي مشترك و اهداف
مشابه در اين تعريف مورد استفاده قرار گرفته است. براي تعريف بهتر شبكه در زير
برخي از واژهها توضيح داده شدهاند. واحدهاي تحقيقاتي شامل كل واحدهايي ميشود كه
زير مجموعه دستههاي پنجگانه زير ميباشد و طبق ضوابط تعيين شده به عضويت شبكه در
ميآيند.
-
مراكز پژوهشي و
پژوهشكدههاي دانشگاهي
-
مؤسسات تحقيقاتي
مستقل
-
واحدهاي تحقيق و
توسعه صنايع
-
شركتهاي خصوصي
خدمات مهندسي و تحقيقاتي
-
مؤسسات تحقيقاتي
دولتي
چالشهاي مشترك
اعضاء شامل موارد زير ميباشد:
-
خدمات پروژهيابي و
بازاريابي
-
قوانين و ضوابط
تسهيل كننده
-
سازمان و مديريت
داخلي
-
ضابطهمند نبودن
فعاليتهاي حرفهاي
-
اطلاع رساني
-
رابطه با كارفرما
-
مديريت پروژههاي
تحقيقاتي
-
محدوديت امكانات و
منابع انساني
-
مستندسازي و طبقهبندي
اطلاعات
-
تعارضات با كارفرما
-
عدم توجه به توسعه
و بهسازي
اهداف مشابه اعضاء
در برگيرنده موارد زير ميباشد:
0 انجام فعاليتهاي تحقيقاتي با توجيه
اقتصادي
0 رشد و توسعه فعاليتهاي حرفهاي مرتبط
0 خوداتكايي اقتصادي
0 رشد و توسعه امكانات و منابع انساني
0 ارتقاي مديريت كيفيت
2- رسالت شبكه تحقيقاتي
رسالت شبكه عبارت است از؛ تنظيم روابط بين واحدهاي تحقيقاتي
عضو و برقراري ساز و كارهاي لازم و مناسب به منظور
0 ايجاد همافزايي بين اعضاء
0 ترويج فرهنگ كار گروهي بين اعضاء
0 بهرهبرداري بهينه از منابع با تبادل آنها
0 ايجاد بستر مشاركت بخش خصوصي در تحقيقات
0 ارتقاي توانمندي اعضاء در انجام پروژههاي
تحقيقاتي
0 هدفمند نمودن پژوهش و كاربردي كردن نتايج
تحقيقات
0 ترويج فعاليتهاي بين سازماني
0 زمينهسازي جذب سرمايه در تحقيقات
3- اهداف شبكه تحقيقاتي
اهداف شبكه به دو دسته اهداف درون شبكهاي و اهداف برون شبكهاي
تعريف شده است كه اهداف درون شبكهاي ناظر بر اعضاء و روابط ميان آنها ميباشد و
اهداف برون شبكهاي ناظر بر ارتباط اعضاء شبكه با بيرون از مجموعه است:
اهداف درون شبكهاي عبارتند از:
0 تحقق انجام پروژههاي بزرگ
0 ايجاد بستر مناسب جهت سرمايهگذاري هدفمند
0 ايجاد كنسرسيوم تحقيقاتي توسط اعضاء
0 ارتقاء اعضاء از طريق استقرار سيستم
ارزشيابي
0 ايجاد همافزايي بين اعضاء در انجام پروژههاي
بزرگ
0 استانداردسازي فعاليتهاي تحقيقاتي
0 ارتقاي مديريت تحقيقات در بين اعضاء و نظاممند
كردن امور تحقيقاتي
0 تسهيل ارائه خدمات بين اعضاء
0 ارتقاء توان يادگيري
0 تسهيل ارتباطات دروني اعضاء
اهداف برون شبكهاي عبارتند از:
0 هدفمند نمودن پژوهش و كاربردي كردن نتايج
تحقيقات
0 تجاري سازي نتايج تحقيقات
0 كمك به توسعه فرهنگ تحقيقات در امور اجرايي
با جلب اعتماد واحدهاي اجرايي نسبت به ثمربخش بودن تحقيقات
0 بسط فرهنگ و نگرش خصوصي در تحقيقات
0 دفاع از منافع گروهي اعضاء
0 بسترسازي تحقيقات در زمينههاي نو دانش
مورد نياز جامعه
0 بسترسازي تحقيقات بين رشتهاي
0 افزايش توان رقابيت اعضاء
0 زمينهسازي براي انتقال و بومي كردن فناوري
0 تسهيل ارتباطات بيروني اعضاء
0 بسترسازي جهت صادرات خدمات تحقيقات
4- اركان شبكه تحقيقاتي
در قالب برنامهريزي راهبردي براي شبكه سه ركن مجمع عمومي،
شوراي سياستگزاري اجرايي و مدير اجرايي در نظر گرفته شده است. مجمع عمومي شبكه،
سياستهاي كلي شبكه را تعيين و اختيارات دو ركن ديگر را تفويض ميكند. شوراي سياستگزاري
اجرايي به طور كلي برنامهها و سياستهاي اجرايي شبكه را تعيين ميكند كه مدير
اجرايي موظف به انجام آن سياستها ميباشد. در جدول 2 برخي از وظايف جزئيتر اين سه
ركن و تركيب اركان شبكه، در دو مرحله راهاندازي و بهرهبرداري شبكه، آورده شده
است.

جدول2 . وظايف و تركيب اركان شبكه در مراحل
راهاندازي و بهرهبرداري
نكتهاي كه در اينجا بايد به آن توجه نمود در نظر گرفتن حضور پر رنگ شهرك در مرحله سيستمسازي
و راهاندازي (نقش فعال در مديريت اجرايي شبكه در كوتاه مدت) و حضور كمرنگ آن در
مرحله بهرهبرداري شبكه (عضويت در شوراي سياستگزاري و نظارت و عضويت در هيئت
اجرايي) است. اين موضوع به دو دليل ميباشد كه دليل اول آن معطوف به نقش پر رنگ
شهرك در ابتدا ميباشد، زيرا شهرك از نوع واحدهاي تحقيقاتي عضو شبكه نبوده و به
انجام كار تحقيقاتي نميپردازد، در واقع از اين لحاظ شهرك رقيب واحدهاي عضو شبكه
نخواهد بود بلكه فقط به انجام امور ستادي ميپردازد، اين ويژگي باعث ميشود شهرك
از اعتبار و اعتماد لازم بين اعضاء شبكه برخوردار باشد و به خوبي بتواند شبكه را
مديريت كرده و به عنوان يك شبكهساز خوب مطرح شود. نقش فعال شهرك در ابتدا باعث ميشود
تا شبكه كه مانند يك واحد مستقر در انكوباتور نيازمند رشد ميباشد بتواند دوران
رشد خود را طي نموده و به عنوان يك ماهيت شكل يافته، نمود پيدا كند.
دليل ديگر به حضور كمرنگ شهرك در مرحله بهرهبرداري شبكه معارف ميباشد،
زيرا شهرك ميخواهد در آن مرحله، شبكه استقلال عمل داشته باشد و امور مربوط به
شبكه توسط اعضاي آن انجام شود. اين موضوع به اين دليل است كه شهركها معمولا ساختار
اداري كوچكي دارند و بيشتر به بسترسازي امور ميپردازند، نه اينكه سعي نمايند
تشكيلات بزرگي زير مجموعه خود قرار دهند.
5- راهبردها و برنامههاي آتي
5-1- راهبردهاي اجرايي راهاندازي شبكه
تدوين راهبردهاي اجرايي راهاندازي شبكه، از مهمترين بخشهاي
فاز سيستمسازي شبكه بود. اين راهبردها با استفاده از پتانسيلهاي اعضاء شبكه، چالشهاي
مشترك اعضاء شبكه و اهداف شبكه در مرحله راهاندازي (اهداف كوتاه مدت) استخراج
گرديد كه خود مشخص كننده رئوس برنامههاي كلان در دوره راهاندازي (برنامههاي آتي
شبكه) ميباشد.
توالي منطقي كار تا پايان مرحله سيستمسازي كه در پيش گرفته شد
در نمودار 2 نشان داده
شده است.
5-2- برنامههاي آتي
علاوه بر راهبردهاي اجرايي دوره راهاندازي كه مشخص كننده رئوس و برنامههاي
كلان بود و در قسمت قبلي به تشريح آنها پرداخته شد، برنامههاي ديگري نيز در دستور
كار قرار گرفته است كه عبارتند از:
0 پياده كردن اركان اوليه مورد نياز شبكه و
تعيين مدير اجرايي شبكه به منظور انسجام يافتن فعاليتهاي شبكه.
0 تشكيل گروههاي همگن تخصصي بين واحدهاي
تحقيقاتي عضو شبكه و واحدهاي مستقر در انكوباتور به منظور انتقال تجربيات واحدهاي
عضو شبكه به واحدهاي نوپا.
0 واگذاري پروژههاي مربوط به طرحهاي استاني
به اعضاء شبكه.
0 تهيه آييننامههاي مرتبط مورد نياز.
0 مشخص نمودن كمبودها و فقدان امكانات پژوهشي
منطقه با فراهم آوردن پايگاه اطلاعاتي اعضاء شبكه و برنامهريزي جهت تأمين آنها.

نمودار 2. توالي كار تا پايان مرحله سيستمسازي
شبكه جهت استخراج راهبردها و
آييننامههاي مرتبط
مزايا و نحوه عضويت در شبكه
پيوستن واحدهاي تحقيقاتي به شبكه، علاوه بر اينكه آنها را از
مزيت غير مستقيمي؛ نظير مشاركت در اجراي طرحهاي ملي و بزرگ صنعتي، برخوردار ميسازد،
از مزاياي مستقيمي نظير؛ برخورداري از حمايتهاي ستادي و پشتيباني شهرك و شبكه شامل
(برقراري ارتباط ساده و روان با صنايع و بخشهاي اقتصادي، برقراري ارتباط بين
واحدهاي تحقيقاتي عضو، راهنمايي و هدايت تا مرحله عقد قراردادهاي تحقيقاتي)، بهرهگيري
و استفاده از خدمات آزمايشگاهي و تجهيزات ساير مؤسسات همكار و شهرك با تعرفه
ترجيحي و دسترسي به اطلاعات نرمافزاري و سختافزاري مجموعه اعضاء شبكه، از طريق
بانك اطلاعاتي شبكه، همكار بهرهمند ميسازد. ولي تمامي مزاياي مذكور و اقدامات
انجام شده براي شبكه پس از پذيرش واحدهاي تحقيقاتي، نمود پيدا ميكند. بنابراين
لازم ديده شد كه نحوه عضوگيري در شبكه به اختصار توضيح داده شود.
واحدهاي متقاضي عضويت در شبكه بايد ابتدا برگه درخواست مشاركت در شبكه را
تكميل نموده و اطلاعات نرمافزاري، سختافزاري و سوابق شركت را در اختيار ستاد
شبكه قرار دهد، پس از آن كنترل مدارك و تعيين امتياز واحد متقاضي بر اساس ضوابط
تعيين شده در آييننامه، نحوه عضويت در شبكه واحدهاي تحقيقاتي همكار توسط شوراي
سياستگزاري ونظارت شبكه صورت ميگيرد. در صورتيكه واحد متقاضي، امتياز لازم را
داشته باشد با انعقاد توافقنامهاي سه جانبه بين متقاضي، شبكه و شهرك، به عضويت
در شبكه پذيرفته ميشود. در توافقنامه مذكور حمايتهاي شهرك و شبكه و تعهدات واحد
تحقيقاتي كه در عضويت پذيرفته ميشود بصورت زير بيان
شده است:
حمايتهاي شهرك
0 ارائه خدمات فني و تخصصي شامل خدمات
آزمايشگاهي وكارگاهي
0 ارائه خدمات اطلاعرساني شامل خدمات شبكه
اطلاعرساني و كتابخانه
لازم به ذكر است، خدمات
فوق با درخواست عضو و توافق طرفين ارائه ميگردد.
0 ارائه خدمات مشاورهاي و آموزشي لازم در
زمينههاي مالي، حقوقي و بازاريابي
0 كمك به جذب طرحهاي تحقيقاتي
0 فراهم نمودن زمينه حضور نمايندگان اعضاء
شبكه در كميتههاي تخصصي شهرك
0 ارجاع موضوعات و عناوين طرحهاي پژوهشي
تعريف شده توسط واحدهاي توليدي-اجرايي جهت بررسي و تهيه پيشنهاد
حمايتهاي شبكه
0 ايجاد تسهيلات لازم حهت بهرهبرداري از
تجهيزات سختافزاري و نرمافزاري موجود ديگر اعضاء شبكه، بر اساس توافقنامههاي
منعقده
0 ايجاد ارتباط بين اعضاي شبكه و معرفي آنها
به واحدهاي توليدي-اجرايي
0 ارجاع موضوعات و عناوين طرحهاي پژوهشي
ارسالي از طرف شهرك به اعضاي شبكه
0 تشكيل مجامع عمومي اطلاعرساني و گزارش
عملكرد به اعضاي شبكه
تعهدات عضو
0 ارتقاء كمي و كيفي فعاليتهاي عضو در راستاي
زمينه كاري مربوطه
0 مشاركت در اجراي پروژهها
0 اعلام اطلاعات در خصوص خدمات تحقيقاتي،
آزمايشگاهي و تخصصي قابل ارائه توسط عضو از طريق سايت شبكه به روز نمودن آن
0 اضافه نمودن پيوند (LINK) وبسايت شبكه در
صفحه اصلي وبسايت عضو
0 ارائه خدمات آزمايشگاهي و تخصصي به ساير
اعضاء و واحدهاي تحقيقاتي مستقر در شهرك در چارچوب توافق طرفين
0 پرداخت هزينه بازاريابي پروژهها در صورت
عقد قرارداد با كارفرما، مطابق با مفاد توافقنامه
0 پرداخت هزينه خدمات دريافتي، بر اساس تعرفهها
و توافقنامههاي متقابل
0 حضور فعال در مجامع عمومي شبكه
0 ارائه اطلاعات مورد نياز جهت ارزيابي دورهاي
0 تصريح عضويت در شبكه در مجامع و سايتهاي
اطلاعرساني
مشكلات شبكه
از جمله مشكلاتي كه در اين مدت شبكه واحدهاي تحقيقاتي همكار با آن مواجه
بوده است يكي ضعف مديريت همكاري بين اعضاء ميباشد که اين موضوع سبب شده است واحدهاي عضو شبكه با
يكديگر همكاري نداشته باشند و تقريبا تمامي كارهاي يك طرح پژوهشي در يك واحد
تحقيقاتي انجام ميشود كه منجر به كاهش بازدهي واحدهاي عضو گرديده است در صورتيكه
تلاش بر اين است كه واحدهاي عضو شبكه، پروژههاي مشتركي را با كمك يكديگر انجام
دهند.
از ديگر مشكلات شبكه اين است كه تاكنون جاذبههاي لازم براي همكاري و
ارتباط واحدهاي عضو شبكه با يكديگر و با شهرك فراهم نشده است.
و در آخر ظريفترين مشكل، هويت حقوقي مستقل واحدهاي عضو شبكه ميباشد كه
در مواردي اين هويت مستقل و وابستگي به سازمانهاي تابعه، پذيرش وضعيت حقوقي شبكه
را براي آنها مشكل ميسازد كه در اين راستا شوراي سياستگزاري سعي دارد هويتي براي
شبكه تعريف و تصويب كند كه واحدهاي عضو در پذيرش آن مواجهه با كمترين اشكال گردند.