تکنولوژي اطلاعات و روشهاي نوين تحقيق و استراتژي در صنعت

 

مهندس حميدرضا شهروي

وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ، سازمان صنايع هوافضا ، مدير انرژي سازمان صنايع هوا فضاجمهوري اسلامي ايران

 

چکيده

تکنولوژي، عليرغم قدمتي که به بلندي تاريخ عمر انسان دارد، در قرن اخير و بويژه دهه‌هاي آخر آن، جايگاه ويژه‌اي را در جوامع انساني به خود اختصاص داده است.

کشف قدرت نهفته در تکنولوژي، که بر بنيادهاي محکم علمي استوار است، تکنولوژي سنتي را به تکنولوژي علمي امروز تبديل نموده است. تحقيق و توسعه، خورشيد فروزان را مي‌ماند که از تابش انوارش، زمين گرما و حيات، توسعه مي‌يابد.

علم و تکنولوژي نقشهاي بسياري را در جوامع معاصر ايفا مي‌کنند.

در کشورهاي در حال توسعه، تکنولوژي به مثابه مهمترين وسيله رسيدن به اهداف توسعه ملي مي‌باشد. تکنولوژي، رابطه‌اي بين نهاده‌ها و داده‌هاي توسعه ايجاد مي‌کند.

تحولات تکنولوژيک، موجب تغييراتي در روند توليد شوند، که به نوبه خود سبب افزايش بهره‌وري مي‌گردند.

 

مقدمه

سازمان موفق سازماني است که تصوير روشني از ده تا بيست سال آينده خود دارد و مي‌داند که بايد کارکنان خود را در اين زمينه وسيعاً توجيه کند تا خلاقيت آنها را برانگيزند و فضاي کاري امن و دراز مدتي را در برابر ديدگان کنجکاو آنها مجسم نمايد.

اما واقعاً چگونه مي‌توان اين تصوير مهيج و حرکت آفرين را ترسيم کرد؟

اين هنريست که بايد براي آن آموزش ديد و تجربه‌ها اندوخت.

سازمان موفق صنعتي، تحقيقاتي و تجاري، چشم و گوش خود را به روي نوآوريها و پيشرفتهاي تکنولوژي، کاملاً باز مي‌کنند و دقيقاً مراقب همه چيز هستند. و بدين منظور، هم از شبکه رسمي جمع‌آوري اطلاعات (مثل دفاتر نمايندگي در سراسر جهان، ايجاد يک واحد سازماني ويژه و ...) استفاده مي‌کنند و هم از شبکه غير رسمي.

شبکه غير رسمي متشکل از مديران و کارکنان سازمان است. آنها بايد به پيشرفت‌هاي فني، صنعتي و تکنولوژي حساس باشند و آنچه را که در مي‌يابند سريعاً به واحد سازماني خود منتقل کنند. براي اينکه چنين تعهدي در کارکنان ايجاد شود، امر جمع‌آوري اطلاعات از پيشرفتهاي علمي، فني و تحقيقاتي جهان بايد مورد تشويق و تقدير قرار گيرد و به يک کار پرارزش سازماني تبديل گردد.

چگونه بايد مواظب اتفاقات تکنولوژيکي جديد باشيم و از آنها به بهترين نحو استفاده کنيم؟

پاسخ تا اندازه‌اي روشن است:

-       از طريق تعقيب فعاليتهاي تحقيقاتي در همه مراکز داخلي و خارجي.

-    از طريق شرکت دادن فعال پژوهشگران و مديران تحقيق و صنعت در سمينارها و کنفرانس‌هاي داخلي و خارجي.

-       مطالعه دقيق بروشورهاي محصولات جديد اعم از نظامي و غير نظامي.

-    مطالعه دقيق ژورنالها و مجلات تخصصي و به بحث گذاشتن موضوعات جديد در داخل گروههاي کارشناسي تحقيق.

براي آنکه اين فعاليتها واقعاً و جداً انجام شود، بايد حساسيت مديران و پژوهشگران نسبت به آنها برانگيخته شود و سازمانهاي صنعتي و تحقيقاتي براي اين نوع فعاليتها ارزش بالايي قائل شوند. ادغام تکنولوژي با برداشتي تازه از نيازهاي مشتريان آغاز مي‌شود. تبديل تقاضا، از يک مجموعه مبهم خواسته‌ها و انتظارات به محصولاتي تعريف شده و قابل فهم، نيازمند يک مهارت پيچيده ترجمه است.

تبيين تقاضا دو مرحله دارد:

1-  تبديل اطلاعات بازار به محصولات قابل فهم

2-  تجزيه اين مفاهيم به مجموعه‌اي برنامه‌هاي تحقيق، توسعه و توليد.

به اين ترتيب، معلوم مي‌شود که چرا هم صنايع و هم مؤسسات تحقيق و توسعه‌اي بايد بازاريابي و ارتباط هرچه فعال تر با مشتريان بالقوه و بالفعل خود را جدي بگيرند.

آهنگ نوآوري تکنولوژيکي رو به تندي است، ناز صنايع پوشاک گرفته تا صنايع هوافضا، از صنايع فولاد تا نرم‌افزار.

اکنون ديگر زماني نيست که شرکتها (سازمانهاي صنعتي و تحقيقاتي) بتوانند از يک نسل تکنولوژيکي غفلت ورزيده، انتظار داشته باشند که همچنان در عرصه رقابت باقي بمانند.

نوآوريها، با افزودن به فشار موجود، به گونه‌اي فزاينده در حال گذر از مرزهاي صنايع هستند.

بعضي از سازمانها در بکارگيري تکنولوژيهاي گوناگون، براي ساخت فرآورده‌هاي جديدي که بازار را دگرگون مي‌کنند، مهارت خاصي دارند.

تفاوت بين موفقيت و شکست، نه در مبلغي است که يک سازمان صرف تحقيق و توسعه مي‌کند، بلکه در نحوه تعريف سازمان از تحقيق و توسعه است.

در اينجا دو تعريف ممکن وجود دارد:

يک سازمان مي‌تواند در تحقيق و توسعه بر روي تکنولوژيهايي سرمايه‌گذاري کند که جايگرين نسل قبلي تکنولوژي مي‌گردد (رويکرد خط مشي) و توجه خود را بر ترکيب تکنولوژيهاي موجود و ايجاد تکنولوژيهاي پيوندي، متمرکز سازد.

راه نخست، يک رويکرد خطي و قدم به قدم جايگزيني تکنولوژي است. مانند: هادي‌هاي جايگزين لامپ خلاً (لامپ الکترونيکي) و ديسکهاي فشردة (سي.دي) جايگزين صفحه گرامافون.

اما راه دوم، يعني ادغام تکنولوژي، يک رويکرد غير خطي، تکميل و جمعي است. در اين شيوه، پيشرفتهاي فني از چند زمينه سابقاً مجزاي تکنولوژيک، با هم ترکيب و به ساخت محصولاتي منجر مي‌شوند که بازارها را متحول مي‌سازد.

صنايع بايد هر دو رويکرد خط شکني و ادغام را در استراتژي‌هاي تکنولوژي خود بگنجانند.

در اوايل دهه 1980، شارپ با ادغام تکنولوژيهاي الکترونيک، کريستال و فتونيک، شاخه‌اي ديگر از فتونيک يعني نخستين نشانگرهاي کريستال مايع را که از نظر بازرگاني کارآيي داشتند، بوجود آورد.

امروز اين شرکت 38% بازار جهاني ال.سي.دي (نشانگر کريستال مايع) که ارزش آن بيش از دو ميليارد دلار است، را در اختيار خود دارد و انتظار مي‌رود که ارزش اين بازار تا سال 2005 سه برابر شود.

ادغام تکنولوژي، از آن رو که به جاي جايگزين کردن، ترکيب مي‌کند، نيازمند طرز تفکري متفاوت و مجموعه‌اي جديد از برخوردهاي مديريتي مي‌باشد.

سه اصل بنيادين که در ادغام تکنولوژي اهميت اساسي دارند، عبارتند از:

1-  اين بازار است که برنامه تحقيق و توسعه را تحريک مي‌کند، نه برعکس.

پديد آورندگان چنين رويکردي که تحت تأثير بازار است با تبيين تقاضا آغاز مي‌گردد.

2- سازمان نيازمند امکاناتي براي گردآوري هوشمندانه اطلاعات هستند تا بتوانند پيشرفتهاي تکنولوژيک را، چه در عرصه صنعت خود، و چه در خارج از آن، پيگيري نمايند. مراقبت مناسب (از روندهاي تکنولوژي)، فراتر از اقدامات رسمي، نظير کنترل پروانه بهره‌برداري انحصاري در اين سو و آن سوي جهان است.

3-  ادغام تکنولوژي، با وجود مشارکت صنايع مختلف، از قيود تحقيق و توسعه دراز مدت فراتر مي‌رود.

تاکنون، مهمترين عامل در يک استراتژي ادغام موفق تکنولوژيکي، اين است که مديريت ارشد تا چه حد قادر است سه اصل ادغام، يعني تبيين تقاضا، گردآوري هوشمندانه اطلاعات و تحقيق و توسعه مشترک را در استراتژي تکنولوژيکي موجود در سازمان بگنجاند و اين يک فرآيند دگرگوني دراز مدت و نيز ضروري است، اگر سازمانها و شرکتها انتظار دارند که باقي بمانند.

تبيين تقاضا هنگامي شکوفا مي‌شود که صنعت مربوط بسيار رقابتي و از نظر فني، پيچيده باشد.

رقابت پر رونق شرکتها، آنها را بر مي‌انگيزد تا تقريباً به افراط توجه خود را به مشتري معطوف مي‌کنند و هرچه شايستگي فني آن صنعت، به منزله يک کل، بيشتر باشد، ميزان جذب تکنولوژي از صنايع ديگر بالاتر خواهد بود.

تبيين تقاضا همچنين مديريت را ملزم مي‌سازد که ديگاهي بلند مدت از فرآيند ساخت محصول داشته باشد. صنايع و سازمانها به جاي پيش‌بيني سرمايه‌گذاري تحقيق و توسعه براي يک يا دو سال، بايد بدان بينديشند که اقدامات تحقيق و توسعه‌اي، در ده يا بيست سال بعد، چگونه مي‌توانند نيازها و تقاضاهاي پنهان امروز را، حتي هنگامي که تکنولوژي مورد نياز موجود نيست و يا در حال پيدايش است، برآروده سازند.

يکي از چشم اندازهاي کنوني توسعه محصول براي بيست سال آينده، توليد در صنعت تفريج و سرگرمي، همان است که مهندسان ژاپني به آن (طراحي رسانه‌ها) مي‌گويند، مفهومي که متضمن ادغام نرم‌افزار و سخت‌افزارهاي صوتي و تصويري با خلاقيت هنري صنعت سرگرمي است. يک برنامه تحقيق و توسعه روشن و تعريف شده، بدون آگاهي عالمانه به تمامي امکانات فني قابل گزينش، داراي ارزش چنداني نخواهد بود. توسعه افقهاي فني، با بوجود آوردن نظامي براي مراقبت و کنترل ابداعات تکنولويکي خارج از سازمان و خارج از حيطه هر صنعت خاص، آغاز مي‌گردد.

 

هوشمند شدن

بيشتر سازمانها و شرکتها، در زمينه گردآوري هوشمندانه اطلاعات دوباره ابداعات تکنولوژي، فعاليت ناچيزي دارند و عموماً توجه خود را به رقابت بلافصل معطوف داشته، براي جمع‌آوري اطلاعات به مجاري معدودي متکي هستند. اين سازمانها فاقد دانش گسترده لازم براي يک استراتژي ادغام تکنولوژي مي‌باشند. بعنوان مثال، ممکن است شرکتي از ابزاري بسيار پيچيده براي دريافت و تحليل امواج نور برخوردار باشد، ولي اگر اين ابزار قادر به تعبير امواج راديويي و ريزموجها (ماکروويو) نباشد، اين شرکت، آشکارا در وضعيت نامطلوبي بسر مي‌برد.

آنچه بيشتر سازمانها و شرکتها بدان نيازمندند، وسيله‌اي است جهت جمع‌آوري هوشمندانه اطلاعات از سراسر طيف رقباي مرئي و نيز نامرئي.

رقيب مرئي، موجوديتي شناخته شده دارد. در صنعت اتومبيل‌سازي، تويوتا بايد مراقب پيشرفتهاي رقيبان، يعني نيسان، جنرال موتور و فورد باشد.

در تمامي موارد حريف از تکنولوژي و دستگاههاي توليدي مشابهي استفاده مي‌کند و تنها تفاوت در ميزان اين بکارگيري است.

معضل بزرگ مديران، گزينش  و تعيين تکنولوژيهايي است که بايد مورد توجه قرار گيرند و نيز محلهايي که بايد بدنبال آنها بود. آنها براي کارآمد کردن فرآيند جستجوي اطلاعات، بايد حدود واقع‌گيرانه‌اي قائل شوند.

چنانچه يک مهندس برق به استخدام شرکتي درآيد، بايد بپذيرد که جهت ممتاز بودن به عنوان يک مهندس و بهبود عملکرد شرکت، هر کاري را که لازم است انجام دهد.

 

تحقيق و توسعه بين صنعتي

گردآوري اطلاعات هوشمندانه، آگاهي نسبت به تکنولوژيهاي بيروني را افزايش مي‌دهد، ولي سازمانها، براي تکميل استراتژي ادغام تکنولوژي، بايد در برنامه‌هاي تحقيق و توسعه بين صنعتي مشارکت نمايند. چنانچه سازمانها کار تبيين تقاضا و گردآوري هوشمندانه اطلاعات را به خوبي انجام داده باشند، گزينش شرکا و برنامه‌ها تقريباً ساده خواهد بود.

آينده ادغام تکنولوژي

با افزايش تعداد شرکتها و سازمانهايي که ادغام تکنولوژي را در رويکرد عمومي تکنولوژي خود مي‌گنجانند، ادغام به نحوي فزاينده، نقش مهمي را در اقدامات توليد محصولات در آينده، ايفا خواهد کرد و گسترش حيطه ادغام،‌راه را براي تحقيق و توسعه بين صنعتي عظيم‌تري خواهد گشود.

براي مثال، مهندسان هوافضا و نيمه‌هاديها، براساس نياز مشتريان خود به استحکام، انعطاف‌پذيري، رسانايي، تنش‌هاي زيست محيطي و بسياري عوامل حياتي ديگر، موادي براي بدنه هواپيماها و تراشه‌هاي کامپيوتري، طراحي خواهند کرد.

 

نتيجه‌گيري

1- تفاوت بين موفقيت و شکست، نه در مبلغي است که يک سازمان صرف تحقيق و توسعه مي‌کند، بلکه در نحوه تعريف سازمان از تحقيق و توسعه مي‌باشد.

2-  براي پيشرفت تکنولوژي دو راه وجود دارد:

الف) سرمايه‌گذاري تحقيقاتي بر روي تکنولوژيهاي که جايگزين نسل قبلي تکنولوژي مي‌گردد.(سياست خط شکني)

ب) ادغام تکنولوژي‌هاي موجود و ايجاد تکنولوژيهاي پيوندي.

3-  در جهان امروز، اصل قديمي (يک تکنولوژي- يک صنعت) ديگر مصداق ندارد، بنابراين سياست خط شکني تکافو نمي‌کند.

4- تجسم خلاقانه نياز، تبيين تقاضا و تبديل آن به مفهومي روشن و قابل احساس، يک هنر ظريفه است، هنري که فقط سازمانهاي صنعتي و تحقيقاتي پيشرو،آن را مي‌شناسند و بکار مي‌گيرند.

5- سازمانهاي صنعتي و تحقيقاتي پيشرو، چشم و گوش خود را به روي نوآوريهاي تکنولوژيکي کاملاً باز مي‌کنند و مي‌دانند که براي پيگيري پيشرفتهاي تکنولوژي، به يک نظام هوشمندانه و متعهدانه گردآوري و ترويج اطلاعات تکنولوژيکي، احتياج دارند.

6- صنايع و سازمانها بجاي پيش‌بيني سرمايه‌گذاري تحقيقاتي براي يک يا دو سال آينده، بايد بدان بينديشند که اقدامات تحقيق و توسعه‌اي، در ده يا بيست سال بعد، چگونه مي‌توانند نيازها و تقاضاهاي پنهان امروز و آينده را برآورده سازند. اين اقدامات به يک داستان علمي، تخيلي شباهت دارند، اما سازمانهاي موفق صنعتي و تحقيقاتي آنها را جدي مي‌گيرند.

7- معضل بزرگ مديران، گزينش و تعيين تکنولوژيهائيست که بايد مورد توجه قرار گيرند و نيز محلهايي که بايد بدنبال آن‌ها بود. اين کار در سازمانهاي بزرگ و موفق، داراي يک برنامه مدون و طرح‌ريزي شده است تا بدانند که طي ده تا بيست سال آينده، بر چه تکنولوژيهايي متمرکز گردند.

8- برنامه‌هاي مشترک تحقيقاتي، بين صنايع و سازمانهاي مختلف، تنها راه مؤثر و سودمند ادغام تکنولوژي است که همه طرفهاي درگير از آن بهره مي‌برند.

9- امروز، ساخت و بافت مشاغل در حال دگرگوني است. کارکنان بايد مهياي پذيرش مشاغل و وظايف متنوع باشند، زيرا حوزه عمل سازمانها به شدت متنوع مي‌شود.


مراجع و مآخذ

[1] مجله رهيافت، واد، آتول، سياست علم و تکنولوژي، شماره هجدهم، 1379

[2] مجله‌هاروارد بيزنيس ري ويو، سال 1992

[3] سمينار تکنولوژي و نوسازي صنايع، مهدوي، حسين، پاييز 1378

[4] تغيير الگوي صنعتي، مؤسسه ملي علوم و سياست صنعتي ژاپن، سال 1991

[5] انتقال تکنولوژي، راهبري براي خوداتکايي علمي و فني کشورهاي خاورميانه، منحک، کاوس

[1]    G. Jones, The role of science and technology in developing countries, (London : Oxford University Press, 1971) , P .34

[2]    V. Stumbuk , Philosophy and Scientific and Technologhical Development