توسعهي مراكز رشد و پاركهاي فناوري و تناسب راهبردي آنها
غلامــرضا ملكزاده
مركز رشد فناوري پارك علم و فناوري
خراسان
چكيده
ارتقاء و توسعهي فناوري،
نيازمند بهرهگيري از تفكرات و انديشههاي جديد در رابطه با زيرساختهاي خلق و
توسعهي فناوري است كه پاركها و مراكز رشد فناوري، از مهمترين آنها
هستند. زيرساختهاي هوشمند نيازمند ايجاد ارتباط منطقي ميان استعدادها، فناوري،
سرمايه و دانش فني هستند.
الگوبرداري از مراكز رشد و
پاركهاي فناوري از ساير نقاط جهان و انتظار اينكه همان نوع عمليات و ساختارها را
بتوان در كشور پياده كرد، يكي از مهمترين دلايل عدم موفقيت آنها خواهد بود. ايجاد
چنين تسهيلاتي تنها از طريق هدفگذاري صحيح و منطقي و درك كامل و روشن نقش آنها در
دستيابي به چشماندازهاي منطقهاي، اثربخشي لازم را خواهد داشت.
در اين مقاله توجه به رسالتهاي
روشن و شفاف، درك و فهم مكانيزمهاي عملياتي بومي و منطقهاي و الزامات اثربخشي به عنوان مهمترين عوامل موفقيت مراكز رشد و پاركهاي فناوري مورد بررسي قرار
خواهد گرفت.
مقدمه
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري، تسهيلات حرفهاي فيزيكي هستند كه حمايتهاي لازم براي
توسعهي مديريت شدهي مؤسسات پيشگام در مراحل تولد، توسعهي اوليه و استقرار
مقدماتي را به آنهاارائه ميدهند. چنين حمايتهايي بر مشتريان خود متمركز ميگردد و
راهبردهاي توسعهي حرفهاي، هماهنگي، خوداتكايي، خودباوري، توصيه و تربيت را نيز
شامل ميشوند. مراكز رشد و پاركهاي فناوري ميتوانند از ديدگاه خدماتي كه به طور
معمول موردنياز هستند، مجازي باشند. با اين وجود، بخش عمده و اصلي ارزش حمايتهاي
توسعه و تكامل مؤسسات پيشتاز در عرصههاي فناوري، حاصل تعامل و تقابل روزمرهي
مؤسسات مستأجر، ساختار مديريتي، متخصصين ارائهي خدمات، افراد و انجمنهاي حرفهاي
است و به همين دليل وجود تسهيلاتي فيزيكي ضروري و
موردنياز ميباشد.
مؤسساتي
كه در آينده درون مراكز رشد و پاركها مستقر خواهند شد، غالباً از ميان كارآفرينان
و مشاغل و حرفههاي موجود بزرگ يا كوچك خواهند بود كه داراي ايدههايي زايشي(Spin off) بوده و يا بر ايدهي آنان اساس تحقيقات انجام شده در مراكز
تحقيقاتي يا دانشگاهي شكل گرفتهاست. اگرچه اين متقاضيان از ميان صنايع جديد و
نوين نشأت ميگيرند، اما متقاضياني نيز وجود دارند كه نشاندهندهي وجود فناوريهاي
نوين موردنياز صنايع موجود خواهند بود.
غالباً
متقاضيان حضور در مراكز رشد، لياقت و شايستگيهاي فناورانهي قابل توجهي در يك
زمينهي خاص دارند و يا به شبكههاي حمايت از فناوري دسترسي دارند. در نتيجه حمايتهايي
كه اين مؤسسات در پي آن هستند، اساساً خدماتي ژنريك خواهد بود، نظير؛ برنامهريزي شغلي و
حرفهاي، تضمين سرمايه، حفاظت از مالكيت معنوي، معرفي به بازارهاي داخلي و
خارجي، انعطافپذيري در ارائهي وامهاو مساعدتهاي مالي و ايجاد ارتباط مناسب
براي كمك به آنها در ارتقاء و رشد حرفهاي.
اگرچه
آموزههاي مراكز رشد و پاركهاي فناوري استقراريافته در ساير نقاط جهان ميتواند
سودمند باشد، اما ويژگيهاي خاص توسعهي صنعتي در كشور ما و حتي مناطق مختلف كشور
نيازمند شناسايي و بوميسازي مدلهايي مناسب است كه براي ايران، طراحي شده باشند.
در اين فرايند بايد به خاطر داشت كه شناخت و ارزيابي مسيرهاي توسعه و طراحي مراكز
رشد فناوري در ايران، بدون توجه به بازارهاي هدف، ضرورتي انكارناپذير است.
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري و انواع مشابه ديگر آن، زيرساختهايي براي توسعهي اقتصادي
هستند كه بايد بر مبناي فرهنگهاي خاص منطقهاي طراحي و توسعه يابند و در اين
رهگذر، تعريف مراكز رشد و پارك فناوري، بررسي نقادانة مراكز رشد و پاركهاي موفق و ناموفق جهان، مرور بهترين الزامات
كاري و تعريف نقش دولت، ضروري است.
براي
سهولت ايجاد ارتباط، عبارت ”مراكز رشد و پاركهاي فناوري“ در اين بررسي به طيفي از
زيرساختهاي نوآورانه اطلاق ميگردد كه با نامهاي مراكز رشد و پاركهاي علوم، فناوري
و يا قطبهاي علمي و فناوري، موجود و فعال هستند.
زيرساخت هاي هوشمند
ارتقاء
و تكامل فعاليتهاي مبتني بر فناوري، نيازمند آن است كه نگرشي متفاوت و نوين در
خصوص زيرساختهاي گوناگون نظير مراكز رشد و پاركهاي فناوري، ايجاد گردد.
زيرساختهاي هوشمندي مانند مراكز رشد و پاركهاي فناوري نيازمند ايجاد ارتباطي مناسب
ميان عوامل زير است:
ü نبوغ و استعدادها؛
ü فناوري؛
ü سرمايه؛
ü دانش فني.
اين
عوامل در شكلگيري زيرساختهاي هوشمند عواملي اساسي هستند و ميتوان گفت كه اگر يكي
از آنها وجود نداشته باشد، توسعهي اقتصادي شكل نخواهد گرفت و يا در صورت شكلگيري،
به سرعت متوقف شده و يا حركت آن كند و بطئي خواهد شد.
ü نبوغ و استعدادها: كارآفرينان افرادي هستند كه فرصتهاي بازار را ميشناسند و مؤسسات را
سازماندهي ميكنند تا به مزيتي بر مبناي آن فرصتها دست يابند. در جوامعي كه تعداد
قابل توجهي كارآفرين وجود داشته باشد، احتمال ايجاد تنوع گسترده و مشاغل و حرفهاي جديد وجود دارد. منبع و سرچشمة كارآفريني فناورانه ميتواند
دانشگاهها، شركتهاي بزرگ مبتني بر فناوري و مؤسسات تحقيقاتي خصوصي يا عمومي باشند.
ü فناوري:
تعاريف گوناگوني از فناوري ارائه شده است؛ از جمله ”فناوري نظامي است براي ارضاء
نيازهاي جامعه [1].“ كه به عنوان نگرشي فلسفي از فناوري مطرح ميگردد.
در اين تحليل، فناوري به عنوان قابليت
و توانايي توليد و خلق فناوريهايي مدنظر است كه بازاري بالقوه در محدودهي زماني
معقول و قابل قبول داشته و هدف آنها ارضاء نيازهاي جوامع باشند. اين فناوري در
مراكز مختلف و متنوع تحقيق و توسعه نظير دانشگاهها، مؤسسات خدمات فناور بزرگ، مؤسسات تحقيقاتي دولتي و
خصوصي، مؤسسات ارائهي خدمات فني و
مهندسي، مؤسسات كوچك نوآور و نوآوران،
توليد ميشود.
ü سرمايه: سرمايه كاتاليزور كارآفريني پايدار و ارتقاء فعاليتهاي فناورانه است.
سرمايه براي تأمين منابع مالي كه از طريق آن بتوان فعاليتهاي فناورانه را توسعه،
آزمايش و نهايتاً تجاري كرد، به كار برده ميشود.
ü دانش فني: دانش فني قابليت و توانايي حرفه و يا دانش علمي در ايجاد رابطه ميان
فناوري، نبوغ و سرمايه است. اين توانايي براي شناخت و بكارگيري تخصصها در نظامهاي
گوناگون حرفهاي و علمي بكار برده ميشود تا آنها را قادر سازد تجهيزات فناورانه
را به محصولاتي قابل ارائه در بازار تبديل كنند.
دانش
فني اساسيترين و بحرانيترين عامل در تأثيرگذاري بر ارتقاء و تجاريسازي فناوري و
فعاليتهاي فناورانه است. تخصص و در زمينههاي شامل مديريت، بازاريابي، مديريت
مالي، مديريت توليد و ساخت همراه با تخصصهاي علمي و مديريتي و حقوقي بعنوان هستهي
مطالعاتي كه مؤسسات فناور را به موفقيت يا عدم موفقيت در تجاريسازي فناوري ميرساند،
بايد مورد توجه جدي قرار گيرند.
شكلگيري
و تكامل زيرساختهاي هوشمند نظير مراكز رشد و پاركهاي فناوري، نيازمند همافزايي ميان استعدادها، فناوري، سرمايه و دانش فني
است كه وجود تمامي آنها ضروري است.علاوه بر اين، مديريت فناوري به عنوان نظامي كه عناصر و اجزاء مديريت
را با مهندسي تلفيق و تركيب ميكند [2] بايد مورد توجه جدي انديشمندان در اين عرصه
قرار گيرد.
مراكز رشد و پاركهاي
فناوري
متأسفانه
پراكندگي قابل توجهي در درك مفهوم و تعاريف مراكز رشد فناوري و فعاليتهاي پاركهاي
فناوري وجود دارد. براي ايجاد و توسعة
دركي صحيح از اين زيرساختهاي هوشمند، ضروري است برخي از عبارات و تعاريف مورد
استفاده استاندارد شوند تا از ارتباط اثربخش ميان متقاضيان استقرار و بهرهگيري از
امكانات مراكز رشد و پاركهاي فناوري و مديران آنها اطمينان يابيم. در عين حال،
روشن كردن تمايزات و تفاوتهاي ميان مراكز رشد و پاركها نيز ضروري است؛ اگرچه گاهي
فعاليتهاي اين دو همپوشاني دارند.
اقتصاد
كشور ما نيازمند ارائه و تكامل مدلها و مقياسهاي عملياتي خاص خود در رابطه با
مراكز رشد و پاركهاي فناوري است. يكسانسازي تعاريف، تسهيلات و عمليات براي دستيابي
به موفقيتهاي پايدار و باثبات در طرحهاي ايجاد مراكز رشد و پاركهاي فناوري كشور، عاملي بحراني محسوب ميگردد و
ويژگيهاي اقتصادي كشور و مناطق مختلف بايد به دقت بررسي گردد.
مراكز رشد حرفهاي[1]
يك
مركز رشد حرفهاي، مجموعهاي است كه براي كمك به مشاغل و حِرف كوچك و در حال رشد
طراحي و احداث ميگردد تا به آنها در استقرار و سوددهي از طريق تأمين بنيانها،
توصيههاي توسعة حرفهاي،
خدمات و حمايتها ياري رساند. مراكز رشد حرفهاي كه به شكلي مناسب منابع لازم را در
اختيار داشته باشند، نرخ شكست مشاغل و حرفههاي
نوين و نوپا را در بخشهاي
مختلف به شدت كاهش ميدهند و در ايجاد اشتغال و توسعهي اقتصاد ملي بسيار مؤثرند.
اين مراكز رشد، ابزاري منطقهاي و محلي در عرصة توسعة اقتصادي
هستند كه براي شتاب رشد و موفقيت كارآفرينان و مؤسسات پيشگام به عنوان مستأجران خود از طريق مجموعهاي
از حمايتها و خدمات طراحي ميشوند. تمركزمحوري، ايجاد همكاري و تعامل موفق ميان
مؤسسات تازهوارد و مؤسساتي است كه بنيهي اقتصادي مناسب دارند. پس از طي دورهي
رشد، اين مشاغل از نظر مالي به حيات خود ادامه داده و روي پاي خود ميايستند و
ممكن است به كمك بيشتري براي بقاء نياز داشته باشند؛ از جمله از طريق پاركهاي
فناوري.
مراكز رشد فناوري[2]
مراكز
رشد فناوري، نوع خاصي از
مراكز رشد حرفهاي هستند كه در آنها تمركز بر مؤسسات پيشگامي است كه در بخش فناوري
فعال هستند. اين مراكز رشد معمولاً چهار منظور اصلي را دنبال ميكنند:
الف) تجاريسازي علم و يا فناوري؛
ب) كارآفريني؛
ج) توسعهي اقتصادي؛
د) توسعهي مالكيتها.
توجه
به اين نكته اهميت دارد كه وجه اشتراك اين نوع از مراكز رشد با مراكز رشد حرفهاي،
منظورهاي دوم، سوم و چهارم است. در مراكز رشد فناوري غالباً زيرساختهاي فيزيكي
نظير فضاي كار و فضاهاي آزمايشگاهي، حمايتهاي مديريتي (طراحي شغل، آموزش،
بازاريابي)، حمايتهاي فني (تحقيقات، پايگاههاي داده)، دسترسي به منابع مالي،
كمكهاي قانوني و حقوقي و شبكههاي همكار (ساير مراكز رشد و خدمات دولتي) تأمين ميگردد.
اين
مراكز رشد نقش كليدي در توسعهي بازار و تقويت تعاون و همياري ميان بخشهاي عمومي و
خصوصي در توسعة اقتصاد محلي را بر عهده ميگيرند. مراكز رشد فناوري
ممكن است بصورت مستقل و يا درون پاركهاي فناوري شكل گيرند، ولي از نظر مالي
استقلال دارند.
پارك فناوري
يك
پارك فناوري، مجموعهاي است كه براي برقراري تعامل متعادل ميان منابع علمي و
فناوري محلي مديريت ميشود تا بنيانهاي اقتصادي محلي را توسعه و بهبود بخشند.
رسالت يك پارك فناوري، ارتقاء توسعهي محلي، تشويق بازسازي صنعتي و تسهيل نوآوريهاي
صنعتي و تجاري است و فعاليتهاي آن، بنيانهاي اقتصادي ناحيهاي را از طريق غنيسازي
فرهنگ فني و علمي منطقه و ايجاد ثروت و اشتغال تقويت ميكند.
در
عين حال پارك فناوري مكاني است كه سازمانها و يا حِرف مختلف از نظر فيزيكي در كنار
هم قرار ميگيرند و يا بصورت مجازي به يكديگر متصل ميشوند تا به تمام يا برخي از
منظورهاي زير دست يابند:
ü افزايش اشتغال و حمايت از
كارآفريني براي استقرار بهتر و سوددهي بيشتر؛
ü توسعهي صنايع پيشرفته و جهتگيري شده بر مبناي فناوري از طريق
تبديل نتايج تحقيقات به مشاغل زندهي تجاري و انتقال فناوري؛
ü سرمايهگذاري در تحقيق و توسعة محلي؛
ü بهبود قابليتهاي آموزشي مهندسي و
علمي دانشگاهها از طريق تحقيقات مشترك.
گروههاي فناور
يك
گروه فناور ممكن است گروهي از پيشتازان رقيب، همكار و يا مستقل از هم باشند كه در
رابطه با يك صنعت مشترك يا مرتبط فعاليت ميكنند و در يك ناحيهي جغرافيايي قرار
گرفته باشند. اين مؤسسات پيشگام از زيرساختها، بازارهاي كار و خدمات مشترك بهره ميگيرند
و با تهديدها و فرصتهاي مشترك يا مشابه مواجه ميگردند.
يك
گروه فناور، مدعي است كه شبيه به زيرساخت مستقل اقتصادي عمل ميكند كه در آن برگشت
كامل سرمايه ضروري است. ارتباط اين گروهها با مراكز رشد فناوري به گونهاي است كه
با پيشرفت زمان، تعاملات افزايش مييابد. براي مراكز رشد فناوري بسيار مهم و ضروري
است كه به مقياسي از عمليات دست يابند كه نهايتاً به استقلال مالي ختم شود و
بتوانند فعاليتهايي را آغاز كنند كه برنامههاي توسعة حرفهاي و مديريتي آنها به مقياس اقتصادي برسد. اين بخش از روند
تكاملي مراكز رشد و پاركهاي فناوري، مرحلهاي مشكل و طاقتفرساست كه اساساً به
زيرساختها و باورهاي فرهنگي و مديريتي ارتباط مييابد و نيازمند بازنگري اساسي در
نحوهي ارتباط و تعاملات موجود است.
آيا مراكز رشد و پاركهاي
فناوري سودمند هستند؟
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري يكي از ابزارهاي متعدد و گوناگوني است كه جوامع ميتوانند
براي توليد يا تنوعبخشي به فعاليتهاي اقتصادي و ايجاد اشتغال از آن بهره گيرند.
با اين همه، اگرچه مراكز رشد و پاركهاي فناوري به عنوان شكل مؤثري از كمكها در ايجاد مشاغل و حِرف جديد و پايدار
شناخته ميشوند، اما الزاماً بخشي از يك استراتژي مناسب توسعة اقتصادي در يك جامعه محسوب نميگردند.
توجه
به اين نكته بسيار مهم است كه مقصود از برقراري چنين تسهيلاتي و نقش آن در دستيابي
به چشماندازهاي توسعة منطقهاي،
بايد كاملاً روشن و شفاف ترسيم گردد.
بسياري
از مراكز رشد و پاركهاي فناوري به دليل تعدد رسالتها، ناكام شده و از ادامة راه بازميمانند. تمركز رسالت مركز
رشد يا پارك بر موارد ديگري بجز توسعة
مؤسسات فناور، نقش آنها را در توسعة
اقتصادي مخدوش ميكند.
درك
مقصود و نقش مراكز رشد و پاركهاي فناوري بسيار بحراني است؛ زيرا طول دورة تعهد چنين طرحهايي، طولاني است و
نيازمند تغييرات متعدد در قوانين و مقررات حاكم بر عمليات آنهاست. در عين حال
بازار و كاربران بالقوهي چنين تسهيلاتي بايد كاملاً به دقت بررسي و ارزيابي شده و
درك گردند و از ايجاد توقعات نابجا در آنها به شدت پرهيز شود.
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري سودمند خواهند بود اگر:
ü براي رشد صنعتي، ارزشي ايجاد كنند
كه به روشهاي ديگر ايجاد نميشود؛
ü در تنوع اقتصاد محلي و تقويت آن
مؤثر باشند؛
ü توسعة شركتها و مؤسسات محلي موفق و در موارد ممكن، نگهداشتن آن در
همان منطقه را از وظايف خود بدانند؛
ü به دولت در دستيابي به اولويتهاي
خود در توسعة اقتصادي كمك
كنند؛
ü از مؤسسات آموزشي و
دانشگاهي براي متمركز شدن بر بازارها حمايت كنند.
يك
مركز رشد يا پارك فناوري را نبايد تنها به عنوان
مجموعهاي مبتني بر تجارت شناخت،
اين تسهيلات قادرند امكانات جذاب و قابل توجهي در فناوري، تحقيق و محيط حرفهاي
ايجاد كنند كه توان بالقوهاي در مؤسسات فناور براي بسط و توسعة فرصتهاي مناسب بوجود آورد.
شرايط
خاصي در چرخة حيات مؤسسات
فناور وجود دارد كه ريسك تجاري براي مراكز رشد و پاركهاي فناوري را بسيار بيشتر از
ساير زيرساختها ميكند و همين نكته دليل اصلي حمايتهاي مالي و مديريتي كارآفرينانه
از آنها، در ابتداي
ايجاد و شروع به فعاليت است.
تناسب راهبردي
شكلگيري
و ايجاد هر نوع مركز رشد يا پارك فناوري در كشور مستلزم توجه به الزامات و
ويژگيهاي خاصي است كه عبارتند از:
ü مراكز تحقيقاتي و پژوهشي كه اغلب
زيرساختهاي مبتني بر فناوري از آنها به عنوان
منبعي مهم استفاده ميكنند در دسترس باشند؛
ü براي اطمينان از وجود عوامل بحراني
و كليدي، ساختارهاي نوآورانه ايجاد شود. براي مثال هماهنگي و همياري مراكز پژوهشي
و مراكز آموزشي در منطقه ميتواند دسترسي به چنين عوامل بحرانيي را تسهيل كند.
ü امكان ارتباط و برقراري تعامل سهل
با ساير دستگاههاي فعال در عرصهي فناوري وجود داشته باشد.
ü ماهيت SMEها
در صنعت كشور از نظر تضمين تأمين مالي تحقيقات توسط صنايع ديگرتعريف شده باشد.
ü دسترسي به بودجههاي حمايتي بخش
عمومي براي مؤسسات فناوردر كشور محدوديت دارد.
دلايل
متعددي در عرصههاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي براي موفقيت يا عدم موفقيت مراكز رشد
و پاركهاي فناوري وجود دارد كه بسته به شرايط محيطي، متغير بوده و تركيبي از آنها،
كارآمدي لازم را بوجود خواهد آورد. برخي از اين عوامل عبارتند از:
Û طرح
و برنامهي اوليه
استقرار
يك مركز رشد يا پارك فناوري، فعاليتي پيچيده است و همانند هر فعاليت حرفهاي و
شغلي ديگر، طرح و برنامهي اوليهاي براي آن لازم است تا بر مبناي آن بتوان ميزان
تناسب لازم جهت مقاصد خاص را كنترل و موفقيت آنها را در درازمدت تضمين كرد.
طرحريزي
نيازمند آن است كه اهداف، مقاصد و منظورها، بودجه، چارچوب زماني، جريان داراييها
و درآمدها و جريان مالي، ساختار مديريتي، خدمات قابل عرضه و نظاير آن مشخص و معين
گردند. طرح اوليه را بايستي از نظر درك بازار هدف و تقاضاهاي موجود كاملاً ارزيابي
كرد و روشهاي ارتقاء را تعيين نمود. توجه به اين نكته كه يك مركز رشد چيزي فراتر
از يك ادارة خدماترساني
است و درك پيچيدگيهاي مديريت و عمليات آن، از اهميت حياتي برخوردار است.
Û مقاصد
توسعهاي
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري بايد مقاصد روشن و واضحي داشته باشند به نحوي كه قابليت
اندازهگيري منظورهاي در نظر گرفته شده در طرح راهبردي امكان پذير باشد. اولين گام در طراحي يك
مركز رشد يا پارك فناوري، تصميمگيري در رابطه با منظورهاي طرح ويا به عبارت ديگر چرايي مسئله و دلايل
ايجاد چنين تسهيلاتي ميباشد از آنجا كه
شرايط اقتصادي مختلفي در مناطق مختلف كشور وجود دارد، اين مقاصد و منظورها براي
مناطق مختلف بايد با كل كشور تطابق و همخواني لازم را داشته باشد.
Û مالكيت
شكل
و ساختار مراكز رشد و پاركهاي فناوري تا حد زيادي به متقاضيان و منظورهاي اوليهي
آن بستگي دارد و بسته
به شرايط، امكان
مشاركت بخش عمومي و خصوصي نيز وجود دارد. از آنجا كه در سالهاي اوليه، امكان
بازگشت اقتصادي و تجاري سرمايه بسيار اندك است، انتظار مشاركت بخش خصوصي چندان
معقول نيست. در اين شرايط پيشبيني ارائة
خدمات برجسته و شاخص و فراهم ساختن منافع خاص براي مؤسسات متقاضي، يك ضرورت حياتي
است. در عين حال ميتوان انتظار داشت با توسعة قوانين حمايتي موردنياز، علاقه مندي بخش خصوصي بيشتر شود.
Û منافع
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري بايد منافع خاصي را مطرح سازند كه جذابيت لازم را داشته
باشد؛ بخصوص وقتي كه فعاليتها براي رسيدن به اهداف كوتاهمدت رشد مشاغل و حرفههاي
مستأجران استقرار در آنها صورت ميگيرد. اين منافع بايد كاملاً تبيين و در مراحل
بعدي بصورت عملكرد اعتباري حمايت شوند. اين منافع شامل چگونگي رشد مؤسسات به علاوه خدمات قابل دسترسي نظير مديريت عمليات، مديريت،
ارتباطات و ديگر حمايتها، تسهيلات مشترك و زيرساختهاي فني و امكان ارتباط مستقيم
با مراكز تحقيقاتي و آموزشي است.
Û مديريت
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري بايد به عنوان
فعاليتي كارآفرينانه مديريت شوند.استقرار يك ساختار مديريتي مناسب و بكارگيري گروه
مديريتي داراي كيفيت در مديريت مجموعه به عنوان
فعاليتي حرفهاي و تجاري، از اساسيترين
الزامات موفقيت است. در واقع مركز رشد و پارك را به خودي خود به عنوان يك مجموعهي پويا و ابركارآفرين
مورد توجه قرار داد. در اين راستا طرح شغلي، سازمان اداري مناسب، وضعيت مالي با
ثبات و پايداري بايد شكل گيرد و سپس خدمات لازم براي تأمين نيازهاي مشتريان برنامهريزي
گردد. اين مجموعهها بايد دقيقاً مشابه با يك شغل و حرفهي تجاري و به عنوان مدلي از عملكرد و فعاليت براي
مؤسسات مستقر در آنها ، مديريت شوند. در عين حال مسير خوداتكايي مالي نيز بايد
تبيين گردد.
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري، تنها يك محل
ارائة خدمات
نيستند و لذا تواناييها و قابليتهاي مديران آنها اهميت خاص دارند. اين مديران بايد
از نظرچگونگي راهاندازي شركتها و مؤسسات
نوپا تجربة كافي داشته
و در عرصة طراحي شغل،
امور مالي، ارتقاء اقتصادي و مالكيت معنوي و مديريت دانش تواناييها و قابليتهاي
لازم را داشته باشند. بدون حضور يك مدير باكيفيت براي كمك به تكتك ساكنين با هدف
ارتقاء فضاي علمي و متكي بر دانش در مجموعه، شانس موفقيت بسيار كاهش خواهد يافت.
مديران چنين مجموعههايي بايد:
ü از نظر فناوري و مديريت آن، مديريت
مالي، بازاريابي و مهارتهاي ارتباطي و روابط عمومي توانا باشند و مشاركت در
فعاليتها را اصلي اساسي بدانند.
ü مطمئن شوند كه خودشان ميتوانند
فعاليت حرفهاي تجاري داشته باشند و از مزاياي نوآوريها در عرصة بازاريابي جهاني و تجارت الكترونيكي
بهره گيرند.
ü ارائهي كمكها را تسهيل كنند و
نيازهاي توسعهاي هر مؤسسه را دقيقاً درك كنند.
ü در ارزيابي و بهبود مستمر مداخله
كنند و در طي پيشرفت برنامهها، تغيير نيازهاي مشتريان خود را درك كنند. نظارت
دقيق پيشرفت و عملكرد مؤسسات را مدنظر قرار دهند.
Û بازاريابي
با
توجه به پويايي روزافــزون رقابت، وجود مهارتها و ساختارهاي سازماني موردنياز در
زيرساختهاي نوآورانه عاملي بحراني و اساسي در موفقيت مراكز رشد و پاركهاي فناوري
است.بازار متغير نيازمند نوآوري مستمر است.
راهبردهاي
بازاريابي بايد مؤسسات و شركتها را در بخشهاي فناوري منتخب هدف قرار دهند به طوري كه مزايا و منافع حاصل از تجميع و برنامههاي تحقيق و توسعه حاصل
گردد. بازاريابي بايد داراي برنامههاي راهبردي باشد و مستأجران مناسب حرفهاي با
مهارتهاي نوآورانه را به خودجذب كند.
عوامل
ديگري نظير مشتريان يا مستأجران، فرآيند ورود و خروج، ارتباطات، موقعيت مكاني،
خدمات قابل ارائه، برنامههاي عملياتي، زيرساختها، شاخصهاي عملكردي، ميزان مشاركت
جوامع گوناگون اجتماعي و حمايت آنها، منابع مالي و حمايتي و نظاير آنها نيز اهميت
بسيار زيادي دارند و بايد جايگاه آنها در فعاليت مراكز رشد و پاركهاي فناوري
دقيقاً مشخص گردد.
Û نقش
دولت
نقش
مهم و حياتي زيرساختهاي مناسب و نوآورانه در توسعة اقتصادي براي رسيدن به اهداف كلي و اولويتهاي فناوري كشور و
اولويتهاي توسعهي منطقهاي را دولت بايد كاملاً تبيين كند. استقرار زيرساختهاي
نوآورانه بيانگر نياز مبرم به اين مهم است.
مراكز
رشد و پاركهاي فناوري همانند هر طرح و برنامهي ديگري، بايد با دلايل درست و به شكلي صحيح انجام شوند. اين مراكز ميتوانند
مزاياي اقتصادي بسياري را ايجاد كنند كه به توسعة حرفهها و مشاغل در
يك ناحية خاص
بيانجامد ولي بخودي خود نميتوانند مزيت رقابتي اوليه ايجاد كنند و نبايد عامل انگيزشي
در اين ارتباط تلقي گردند.
در
ايجاد مراكز رشد و پاركهاي فناوري بايد توجه كرد كه در نظر گرفتن تمامي عوامل مؤثر
و تأثيرگذار بر فعاليت آنها[3] ضرورتي
اساسي است و ناديده انگاشتن آنها ميتواند عامل شكست مركز رشد و پارك فناوري باشد.
مديريت اين زيرساختها، نيازمند استقلالي است كه عملكرد سريع و اثربخش آنها را در مواجهه با مؤسسات متقاضي داشته
باشد.
ايجاد
توازن ميان بخش خصوصي، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي و سازمانهاي متولي نفوذ فناوري،
از عوامل مهم مؤثر بر موفقيت و تعالي مراكز رشد و پاركها هستند. در اين رهگذر،
تبيين تعاملات و نحوهي ارتباط هر يك از اين عوامل با ديگر عوامل بسيار ضروري است.
دولت از طريق منابع مختلف و گوناگون ميتواند حمايتهاي خود را به اشكال گوناگون
عرضه كند. از جمله:
P ارائة بهترين توصيهها جهت تشكيلات، مديريت و عمليات. در عين حال
ارائهي اطلاعات موردنياز و جهتدهي فعاليتها داراي ارزش بحراني و حياتي براي بقاء
مراكز رشد و پاركهاي فناوري است و ميتواند تداوم فعاليت آنها را تضمين كند.
P تسهيل ارتباط ميان دستگاههاي
اجرايي منطقهاي و ملي و تسهيل ارتباط با ساير مراكز علمي، دانشگاهي و مراكز رشد در
كشورهاي ديگر.
P توجه به نوع خاصي از حمايت مالي
تحت شرايط خاص نظير وجوه ادارهشده يا تأسيس صندوقهاي حمايتي خاص. از آنجا كه
جريان مالي در سالهاي اوليهي فعاليت مراكز رشد فناوري، نامتوازن و با تغييرات
وسيع همراه است، حمايتهاي مالي بدون وجود قوانين و مقررات دستوپاگير، ضرورتي
انكارناپذير است.
P تدوين و تصويب راهحلهاي نوآورانه
در رابطه با هزينههاي سرمايه، بيمه، ماليات و قوانين مالي، هزينههاي مستمر و
مديريت ريسك و بيمه سرمايه از مهمترين اقداماتي است كه دولت براي كمك به مراكز رشد
و پاركهاي فناوري ميتواند مورد توجه قرار دهد.
نتيجهگيري
در
ايجاد و توسعة مراكز رشد و
پاركهاي فناوري در كشور، توجه دقيق به موارد زير ضرورت دارد:
1-
ارزيابي تقاضا؛
2-
موقعيت مكاني و منطقهاي؛
3-
ارتباط واقعي و مجازي با دانشگاهها و سازمانهاي تحقيقاتي؛
4- زمينهسازي (نظير كاربرد فناوريهايي
مانند IT، بيوتكنولوژي،
الكترونيك، ارتباطات و...)؛
5- تبيين مدلهاي مالكيت يا تصدي
امور؛
6- چگونگي ارتباط و تعامل واقعي و
مجازي گروههاي مختلف با هم و با گروههاي فناوري خارج از مجموعه.
در
عين حال تعيين دقيق رسالت و اهداف و تطابق وظايف و عملكرد مراكز رشد و پاركهاي
فناوري با اين رسالت و اهداف، ايجاد ساختار مديريتي صحيح و كارآمد از الزامات
اساسي ايجاد و راهاندازي اين زيرساختهاي هوشمند است.
براي
تسهيل تجاري كردن ايدههاي فناورانه و ارائهي آنها به بازار نيز لازم است مراكز
رشد و پاركهاي فناوري:
1-
همكاري و همياري تحقيق و توسعه با مراكز تحقيقات علمي و آزمايشگاهها را بوجود
آورند.
2-
مشاوره و كمكهاي مالي براي دستيابي به سرمايهي موردنياز را به مؤسسات ارائه كنند.
3-
خدمات و كمكهاي تخصصي، فني، اداري و حقوقي و خدمات اطلاعاتي و ارتباط را در
اقدامات خود لحاظ كنند.
4- زيرساختهاي حرفهاي و شغلي
حمايتي را ساماندهي كنند.
با
رشد مؤسسات مستقر و مستأجران، مراكز رشد و پاركهاي فناوري قادرند نقش مهم و كليدي
در توسعهي اقتصاد منطقهاي و ملي ايفاء كنند.
مراجع
[1] Ray Loveridage and Martyn
Pitt, "The Strategic Management of Technological Innovation", 1990.
[2] Joseph P.Copy, "A
Business Architecture for Technology Management", 1996.
منابع
(1) Birch, D. (1987) Job creation in
(2) Drucker, P. (1985)
Innovation and Entrepreneurship. Heinemann,
(3) William, J. (1984) Review of
(4) غلامرضا ملكزاده،
”مديريت استراتژيك تكنولوژي“، 1380، مشهد، انتشارات جهان فردا.
(5) Luis Sanz, (2002). Co-operation between
(6) Colin Barrow,
"Incubators",