تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي و رتبه بنديهاي نيازهاي
تحقيقاتي صنايع استان فارس با توجه به
قابليتها و امكانات توسعه صنعتي(با استفاده
از روش AHP و منطقفازي)
و
احمد رجبي ، مشاور
علمي وزارت بهداشت و درمان و طراح سيستم
كشور ما از نظر امكانات و
قابليتهاي فيزيكي و تحقيقاتي داراي جايگاه ممتازي در سطح جهان مي باشد اما تا به حال از اين قابليتها و منابع
به نحو بهينه اي استفاده نگرديده است. يكي از مشكلات اساسي و عمده كشور در امر
تحقيقات، آشنا نبودن مراكز تحقيقاتي و پژوهشي به نيازهاي كشور(مشخص نبودن
اولويتهاي تحقيقاتي) و مطلع نبودن مراكز اجرايي و توليدي از توانمنديهاي مراكز پژوهشي
و تحقيقاتي است كه اين مشكل باعث ايجاد شكاف روز افزون بين اين دو گرديده است.
بديهي است كه هر گونه اقدام در اين زمينه باعث كمك به رشد و توسعه اقتصادي كشور
خواهد بود.
در اين
طرح براي تعيين اولويتهاي تحقيقاتي صنايع
استان، براي جمع آوري بخشي از اطلاعات مورد نياز از پرسشنامه استفاده گرديد. جامعه
آماري مورد بررسي كليه صنايع و واحدهاي توليدي استان فارس بودند كه با توزيع
پرسشنامه و تشريح اهداف طرح از آنها خواسته
شد تا نيازهاي تحقيقاتي خود را مشخص كنند. تعداد پرسشنامه هاي جمع آوري شده
از جامعه آماري مورد بررسي در اين طرح552
پرسشنامه بود. پس از اين مرحله، پرسشنامه هاي آماده شده به گروههاي تخصصي
كه به همين منظور ايجاد شده بود، ارجاع
داده شد و مورد بررسي قرار گرفت و بر اين
اساس نيازهاي تحقيقاتي ارائه شده از آنها استخراج گرديد، بطوريكه از كل جامعه
آماري حدود261 نياز تحقيقاتي در بخشهاي
مختلف صنعت شناسايي شد. براي رتبه بندي نيازهاي تحقيقاتي در اين طرح از تركيب روش
منطق فازي با روش AHP
استفاده گرديد. براي اين منظور با تشكيل كميته هاي تخصصي از كارشناسان و
صنعتگران در هر رشته و ارائه اطلاعات در
مورد قابليتها و زمينه هاي توسعه فناوري
صنعتي استان، از اعضا كميته خواسته شد كه زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان را
با توجه به فاكتورهاي موثر در انتخاب نيازها با يكديگر مقايسه كرده و رتبه مورد نظر خود را تخصيص دهد. لازم به ذكر است كه براي انتخاب
فاكتورهاي موثر در انتخاب نيازهاي تحقيقاتي از فاكتورهاي موثر در تعيين اولويتهاي
فناوري تعيين شده در سطح كشور وتعديل آن با شرايط وموقعيت استان، استفاده گرديد.
براي رتبه بندي فاكتورها در اين طرح از روش منطق فازي استفاده گرديده است. در
نهايت با تركيب نتايج رتبه بندي به دست
آمده از روش منطق فازي با AHP ، اولويت هر كدام از زمينه هاي توسعه فناوري و تحقيقاتي مشخص گرديد. سپس نيازهاي تحقيقاتي
مطرح شده از طرف صنايع(261 نياز تحقيقاتي) در قالب هر كدام از زمينه هاي توسعه
فناوري صنعتي رتبه بندي شده قرار گرفت و بر اين اساس هر كدام از زمينه هاي توسعه فناوري
و تحقيقاتي كه رتبه آن نسبت به بقيه بيشتر
بود، نيازهاي تحقيقاتي مطرح شده در آن
نسبت به بقيه نيازها در اولويت بالاتري قرار مي گرفت.
در اين طرح علاوه بر شناسايي
اولويتهاي تحقيقاتي در بين صنايع استان فارس با استفاده از اطلاعات پرسشنامه تهيه شده، وضعيت صنايع استان نيز از نظر “شناسايي مشكلات
موجود صنايع استان“،“بررسي اهداف توسعه آينده“،“ تعيين اولويتهاي تحقيقاتي و
“شناسايي مسائل و مشكلات آينده“، مورد بررسي قرار گرفت. براي انجام تجزيه
وتحليلهاي آماري، 122 پرسشنامه از گروههاي مختلف صنعت انتخاب گرديد و با استفاده
از روش تحليل همبستگي، آناليز واريانس، آزمون
T-
test ، روش توصيفي داده ها و آزمون همبستگي
گروهي داده ها، تحليل آماري انجام شد.
شكي نيست كه امروزه بارزترين شاخص بالندگي و توسعه يافتگي
هر كشور تواناييهاي تكنولوژيك و پژوهشهاي علمي و كاربردي آن مي باشد و توسعه هر
كشور نيز در گرو توان سرمايه گذاري تكنولوژيك و نيروي انساني متخصص است. با مطرح
شدن توسعه پايدار، نگرشها وسعت بيشتري يافته و برنامه هاي توسعه در تمامي ابعاد
مورد توجه قرار مي گيرد. افزايش ظرفيت كارايي
تكنولوژيكي و پژوهشهاي علمي كاربردي، مستلزم شناخت دقيق از منابع و مولفه هاي
بالقوه موجود است كه مجموعه اي از نيروهاي انساني متخصص، منابع فيزيكي، مالي و
اطلاعاتي، تجهيزات و فضاي مناسب را شامل مي شود. از طرفي شناخت و بررسي نيازها و
اولويت هاي تحقيقاتي كشور در توسعه و كاربرد پژوهشهاي علمي، سهم قابل توجهي دارد.
براي استفاده صحيح و مطلوب از منابعي كه
به پژوهش و تحقيقات اختصاص يافته است، تعيين اولويتهاي پژوهشي كشور امري ضروري و
اجتناب ناپذير مي باشد. چون با مشخص شدن اولويتها، مي توان فعاليتهاي تحقيقاتي را به
سمت اهداف مشخص و كاربردي در راستاي رشد و اعتلاي اقتصاد وتوسعه
كشور هدايت نمود و از طرفي بدون
شناخت نيازها وتعيين اولويتها، فعاليتهاي تحقيقاتي و پژوهشي بدون نتيجه باقي مي
ماند كه علاوه بر اتلاف زمان و بكارگيري نامناسب نيروهاي متخصص، موجب از بين رفتن
سرمايه هاي كشور نيز مي گردد. از همه مهمتر اينكه ادامه اين روند غير معقول (عدم
اطلاع از نيازها و اولويت هاي پژوهشي) باعث عدم بكارگيري و استفاده از نتايج
تحقيقات انجام شده مي گردد.
با توجه به تاكيد برنامه سوم توسعه مبني بر استفاده بهينه از امكانات و ظرفيتهاي
بالقوه موجود و همچنين دستيابي سريع به فناوري و تكنولوژي جديد، دانشگاهها و مراكز
تحقيقاتي كشور موظف شده اند تا زمينه هاي
اولويتهاي تحقيقاتي كشور را در بخشهاي مختلف شناسايي كنند و بر اين اساس، مراكز
تحقيقاتي جهت و نيروي خود را در زمينه هاي تعيين شده سوق دهند تا
پس از حصول نتايج قطعي ومطمئن، زمينه را براي سرمايه گذاري رشته هاي مختلف
صنعتي و خدماتي فراهم سازند. به عبارت ديگر هدف از اين نكته در برنامه سوم اين است
كه ابتدا اولويتها وزمينه هاي تحقيقاتي با توجه قابليتها شناخته شده و سپس سرمايه
گذاريهاي لازم انجام گيرد، مسئله اي كه در كشور
تابه حال عكس آن
عمل مي شده است يعني صنايع و واحد هاي توليدي در زمينه هايي كه خود ترجيح مي داده
اند گسترش مي يافتند و سپس با توجه به مسائل و مشكلاتي كه در اين مسير با آن مواجه
مي شدند يك سري طرحها و
اولويتهاي تحقيقاتي شناسايي وتعريف مي گرديد كه براي دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي
به عنوان تحقيقات كاربردي مطرح مي شد. در حالي
كه بعضاَ ممكن بود صنايع توليدي، استراتژي
و زمينه توسعه اصلي خود را غلط انتخاب كرده باشند. اين مسئله از طرف ديگر بر كيفيت علمي دانشگاهها ونوآور
بودن آن نيز تاثير منفي مي گذاشت، به طوري كه اين مراكز در واقع به عنوان حل كننده مشكلات صنايع مطرح بودند
نه جهت دهنده و هدايت كننده آنها. بررسي وضعيت و تجربيات كشورهاي ديگري از جمله
ژاپن، كره، چين و ... نشان مي دهد كه برنامه ريزي اين كشورها براي رشد و گسترش
تحقيقات، در جهت شناسايي اولويتهاي و زمينه هاي تحقيقاتي توسط دانشگاهها ومراكز
تحقيقاتي بوده است تا پس از حصول قطعي نتايج، سرمايه گذاري صنعتي و اقتصادي توسط
سرمايه گذاران صورت پذيرد،
يعني فرايند عكس
تحقيقات كاربردي. اين عملكرد به مرور زمان
باعث شده است تا هم صنايع و واحدهاي توليدي از تكنولوژي روز عقب نمانند و هم نتايج
مطالعات و تحقيقات دانشگاهي كاربرد داشته باشد كه در نهايت باعث تقويت و توسعه رشد
علمي و تكنولوژي جامعه خواهد شد.
پيشينه موضوع
موضوع اولويت بندي در عرصة پژوهش و
فناوري پس از جنگ جهاني اول كه نقش علوم و تحقيقات در افزايش
توان فني و علمي كشورها اثبات گرديد، مطرح شد. در دوره هاي
بعد با توجه به گسترده شدن موضوعات و فعاليتهاي تحقيقاتي و از طرفي كمبود منابع و
امكانات در دسترس، اهميت تعيين و رتبه بندي اولويتها بيشتر گرديد. به طوري كه اين موضوع به عنوان يكي از نيازهاي اساسي هر كشور مطرح
شد. در كشور ما نيز تا به حال با توجه به محدوديتهاي موجود و مزيتهاي نسبي در بعضي از
زمينهها، به صورت غير منسجم و پراكنده به اين مهم توجه شده است. براي اين منظور در سال
1356 شوراي پژوهش هاي علمي كشور تشكيل گرديد كه هدف اصلي آن برنامه ريزي جامع
پژوهش هاي علمي و فني وتعيين اولويتهاي تحقيقاتي با توجه به نيازهاي عمراني
كشور بود كه در اين رابطه با تشكيل كميته
هاي تخصصي سعي در تعيين اولويتها و مزيتهاي تحقيقاتي در كشور داشت. با پيروزي
انقلاب اين فعاليتها متوقف گرديد. در دوران جنگ نيز با توجه به عدم امكان
برنامه ريزي در اين زمينه ، تعيين اولويتهاي تحقيقاتي مورد توجه واقع نگرديد. پس
از اين دوران لزوم تعيين اولويتها و پژوهشهاي تحقيقاتي بيشتر احساس گرديد به طوري كه تعيين اولويتهاي تحقيقاتي مجددا به شوراي پژوهشهاي علمي
كشور كه وظيفه تدوين سياست هاي اجرائي پژوهش را بر عهده داشت، واگذار گرديد اين
شورا نيز به طور منسجم از سال1371 با ايجاد كميسيونهاي تخصصي فعاليت خود
را شروع كرد و مسئوليت تعيين اولويتهاي پژوهشي را به كميسيونهاي بخشي اين شورا
واگذار نمود. علاوه بر فعاليتهاي شوراي علمي كشور ساير سازمانها نيز تا بحال بصورت
پراكنده به تعيين اولويتهاي تحقيقاتي پرداخته اند. ازجمله، پژوهشكده مطالعات و
تحقيقات تكنولوژي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي
در سال 1371 جهت تعيين اولويتهاي تحقيقاتي، مطالعاتي را انجام داد كه نتايج
آن در رابطه با شناسايي تكنولوژي ، چگونگي انتقال تكنولوژي، استراتژي توسعه
تكنولوژي، مطالعه و تشكيلات و ساختار تكنولوژي موجود ارائه گرديد.
شوراي پژوهشهاي
علمي كشور به منظور ايجاد ارتباط سازمان يافته بين مراكز علمي و تحقيقاتي با مراكز
اجرايي در خرداد
ماه سال 1375 اقدام به برگزاري كارگاه پژوهشي تحت عنوان "روش تعيين اولويتهاي
تحقيقاتي" نمود . بر اين اساس، شوراي پژوهش هاي علمي كشور برنامه ملي تحقيقات
و تعيين اولويتهاي تحقيقاتي را در دستور كار خود قرار داد.
دبيرخانه شوراي
پژوهشهاي علمي كشور در خرداد ماه 1376 گزارش اولويتهاي تحقيقاتي را با توجه به
برنامه دوم توسعه كشور، تحت عنوان "برنامه ها و فعاليتهاي شوراي پژوهش علمي
كشور" تهيه كرد. مطالب اين گزارش دربرگيرندة زمينه هاي اصلي برنامه ملي
تحقيقات در بخش هاي دوازده گانه كمسيون هاي تخصصي شورا بود.
در طرح "تعيين و بررسي نيازها و اولويتهاي تحقيقاتي صنايع استان فارس
كه در سال 1376 توسط گروه تحقيق و تكنولوژي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي مركز
فارس انجام گرفت. با استفاده از پرسشنامه، نيازهاي تحقيقاتي در بين 106واحد توليدي
در استان تعيين گرديد واين نيازها در قالب طرحهاي تحقيقاتي به مراكز پژوهشي ارجاع
گرديد.
گروه صنايع
غذايي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي استان خراسان در سال 1376 با توجه به امكانات
و استعدادهاي بالقوه اين استان، اقدام به تعيين و شناسايي نيازهاي تحقيقاتي اين
استان در بخش صنايع غذايي و كشاورزي نمود. نتايج اين مطالعه باعث ايجاد راهبرد
مناسبي در تعيين نيازها و طرحهاي نحقيقاتي شد.
سازمان كشاورزي
استان فارس با همكاري دانشكده كشاورزي در تيرماه سال 1377 اقدام به برگزاري كارگاه
پژوهشي بمنظور تعيين اولويتهاي تحقيقاتي كشاورزي استان كرد. در اين كارگاه كه بر
اساس بحث و مذاكره حضوري اساتيد دانشگاه، كارشناسان دستگاههاي مربوطه و كشاورزان
بود، نيازهاي تحقيقاتي استان در بخش كشاورزي مشخص گرديد.
دانشگاه شيراز
با همكاري استانداري فارس، سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ، اداره كل صنايع،
سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي واقتصادي استان( صنعت، كشاورزي و خدمات زيربنايي) با
دعوت از كارشناسان و متخصصان در زمستان سال1380 براي تعيين اولويتها و نيازهاي
تحقيقاتي با هدف جهت دار كردن تحقيقات استان اقدام به برپايي كارگروه پژوهش و فناوري نمود كه نتايج حاصل از اين كارگاه پس از انجام فعاليتهاي
كارشناسي به عنوان اولويتهاي تحقيقاتي استان مطرح شد.
اهميت تعيين اولويتهاي
تحقيقاتي
تحقيقات از آن جهت كه به گسترش دانش و مهارت مي انجامد يا
به عبارت ديگر باعث توسعه علم و فناوري مي شود، بي ترديد پايه و اساس علوم و صنعت
را تشكيل مي دهد. مطالعات و تحقيقات دانشمنداني چون اول، هرتز، رومر و ديگران همگي بيانگر نقش با اهميت و مثبت
تحقيقات در رشد و توسعه كشورها مي باشد.
هرتز مي گويد:" اكثر تحولات
در چرخه اصلي زندگي اقتصادي بشر طي گذار از جامعه سنتي به جامعه مدرن، بر اساس علم و فناوري مي باشد.
رومر (1989)
وجود رابطه مثبت بين تعداد دانشمندان دربخش
R&D و نرخ رشد توليد را در 22 كشور توسعه يافته به اثبات رساند و در همين سال شانكرمان ثابت مي كند كه تحقيقات صنعتي نيروي موثري در
رشد توليد مي باشد. تحقيقات راجيوگويل و راتي رم در سال 1994 بيانگر
وجود رابطه مثبت بين هزينه هاي تحقيقاتي و رشد اقتصادي است. بطور كلي اهميت تعيين اولويتهاي تحقيقاتي بصورت زير مي باشد:
الف) با تعيين اولويتهاي تحقيقاتي
برنامه ريزي هاي لازم براي مراكز صنعتي و تحقيقاتي به طور دقيق امكان پذير شده و
باعث هماهنگي بيشتري بين مراكز علمي و پژوهشي با نيازهاي مراكز صنعتي و توليدي
براي استفاده از ظرفيتهاي تخصصي و پژوهشي مراكز تحقيقاتي مي گردد.
ب) با مشخص كردن
اولويتهاي تحقيقاتي، استفاده مطلوب از ظرفيت علمي و پژوهشي كشور امكان پذيرمي
شود.
ج) تعيين اولويتهاي تحقيقاتي باعث مي گردد كه بودجه هاي تحقيقاتي دستگاههاي
مختلف در جهت تحقيقات كاربردي وعملي هزينه مي شود.
د) تعيين اولويتهاي تحقيقاتي باعث مي
گردد كه ابعاد رشد و تكامل واحدهاي تحقيقاتي دقيقاً در جهت رفع نيازهاي واقعي
واحدهاي توليدي و صنعتي صورت گيرد و اين واحدها با گذشت زمان به تدريج از لحاظ علمي و تحقيقاتي بارور
شده و مي توانند خدمات علمي و پژوهشي مفيدي را براي ساير بخشهاي مورد نياز ارائه
دهند.
هـ) مشخص كردن
اولويتهاي تحقيقاتي باعث ايجاد هماهنگي بين موسسات تحقيقاتي براي انجام اولويتهاي
تحقيقاتي و حركت در يك محدوده و چارچوب مشخص براي كاهش دوباره كاريها در تحقيقات
مي گردد.
با توجه به
اهميت تحقيقات در رشد و توسعه كشور از ابعاد گوناگون در برنامه اول و دوم توسعه
اقتصادي و اجتماعي تعيين اولويتهاي تحقيقاتي وپژوهشي به عنوان يكي از برنامه هاي
مهم واساسي تاكيد گرديد. اما به دليل
مشكلات گوناگون اين موضوع مهم هيچگاه
بصورت يك برنامه ريزي منسجم، اجرا نگرديد.
اين مجموعه مشكلات و ساير
مشكلات ساختاري كه در زمينه تحقيقات در كشور بود به اين موضوع منجر گرديد كه در برنامه سوم توسعه از
ديدگاه قويتري نسبت به تحقيقات برخورد شود
ونگرش به تحقيقات از يك حالت كليشه اي به
ديدگاه كاربردي تبديل گردد، به طوري كه برنامه سوم توسعه، لزوم تسري
وگسترش تحقيقات را در تمامي بخشهاي كشور
را ضروري دانسته واين برنامه خواهان انعكاس آثار مثبت دستاوردهاي تحقيقات
وفناوري بر تحكيم وتقويت بنيانهاي اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي كشور مي باشد. براي اين
منظور در اين برنامه بر تعيين اولويتهاي
تحقيقاتي وپژوهشي وايجاد وتوسعه فرايند
تقاضا گرا براي تحقيقات تاكيد شده است. بنابراين مي توان گفت كه
مهمترين وظيفه وزارت علوم در برنامه سوم، كمك به شكل گيري آن دسته از سياستهاي
علمي است كه توانايي، ظرفيت و دقت لازم براي برقراري ارتباط مناسب بين علم و جامعه
را دارا مي باشد و اتخاذ سياستهايي است كه منجر به كاربرد علم و روشهاي علمي در
ساختارهاي جامعه منجر شود. نكته مهمي
كه در روند شكل گيري برنامه سوم توسعه در بخش تحقيقات بر آن تاكيد شده است لزوم
تعيين نيازها و اولويتهاي تحقيقاتي كشور با توجه به قابليتها وامكانات توسعه اي
است. چون با توجه به منابع محدود، فعاليتها وبودجه هاي تحقيقاتي در جامعه بايد به
تحقيقاتي اختصاص يابد كه جهت دار بوده و در راستاي رفع نيازهاي ملموس در سطح جامعه
باشد.انتظار اصلي برنامه سوم از بخش تحقيقات و فناوري يك انتظار اقتصادي است. به عبارت ديگر برنامه سوم خواهان اصلاح
نظام علمي كشور از طريق هماهنگ سازي مزيتهاي علمي و مزيت هاي اقتصادي مي باشد. اين
برنامه بر اولويت نظام علمي بر نظام اقتصادي كشور تاكيد دارد.
براي شناسايي ورتبه بندي اولويتهاي تحقيقاتي صنايع استان،
پس از طراحي پرسشنامه و اطمينان از روايي
و پايايي آن، 715پرسشنامه در بين صنايع و واحدهاي توليدي استان با مراجعه حضوري
كارشناسان طرح، توزيع گرديد كه از اين تعداد، 552پرسشنامه جمع آوري گرديد. سپس پرسشنامه ها به كميته هاي تخصصي
ارجاع گرديد تا نيازهاي مطرح شده را بررسي و مواردي را كه قابليت طرح شدن به صورت اولويت داشته باشد را مشخص
نمايند، به طوري كه از پرسشنامه هاي بررسي شده 261طرح
و نياز تحقيقاتي در بين صنايع استان شناسايي گرديد. در اين مرحله هدف طرح صرفا
شناسايي اولويتهاي تحقيقاتي با توجه به وضعيت موجود صنايع در استان بود. پس از
شناسايي نيازهاي تحقيقاتي مطرح شده، مرحله بعد اولويت بندي هر كدام از نيازهاي
تحقيقاتي بود. با توجه به اينكه تعداد نيازها و اولويتهاي مطرح شده بسيار زياد مي
باشد و از طرفي يكي از اهداف ديگر اين طرح، تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعايع
استان بود. بنابراين پس از گروه بندي صنايع استان بر حسب طبقه بندي استاندارد، در
هر گروه زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي شناسايي گرديد تا نيازهاي تحقيقاتي ارجاع
شده از طرف جامعه آماري در قالب اين زمينه ها قرار گيرند و هر كدام از اين زمينه ها كه اولويت بيشتري را به خود
اختصاص داد، نيازهاي تحقيقاتي مطرح شده در آن نيز از اولويت بيشتري برخوردار
باشد.
با توجه به اينكه
توسعه صنعتي در استان به طور كامل با
توجه به قابليتهاي آن انجام نشده است و از طرفي به دليل ماهيت پوياي اولويتهاي
تحقيقاتي، اين الزام ايجاب مي شود تا براي شناسايي زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي
استان از روشهاي كمّي و بكارگيري اطلاعات دوره هاي گذشته نتوان استفاده كرد. چون
اولاً اين اطلاعات به تفكيك بخشهاي مختلف توسعه فناوري صنعتي استان در دسترس نمي باشد، ثانياً در صورت وجود اطلاعات قبلي، به دليل اينكه بعضي از رشته هاي صنعتي كه
بطور بالقوه مي توانند زمينه توسعه صنعتي استان را مهيا كنند در دوره هاي قبل وجود
نداشته است، هيچگونه اطلاعاتي از آنان در اختيار نمي باشد. بنابراين لازم است تا
براي تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنايع استان، روشهايي استفاده شود تا ضمن در
نظر گرفتن شرايط و زمينه هاي توسعه فناوري استان در آينده، دخالت داده هاي قبلي و
تاريخي در آن كمتر باشد. براي اين منظور در اين طرح با استفاده از بررسي و سنجش“ نظرات متخصصان“[1]
و استفاده از تركيب روش تجزيه و تحليل سلسله مراتبي با منطق فازي، براي رتبه بندي
زمينه اولويتهاي تحقيقاتي صنايع استان با توجه به قابليتها و امكانات بالقوه
استان، استفاده مي شود.
در اين قسمت به دليل
استفاده از اين دو روش، ساختار آنها به تفكيك تشريح مي شود و سپس نتايج حاصل از
كاربرد مدل منطق فازي با نتايج بدست آمده از روش AHP با يكديگر ادغام شده و براي رتبه
بندي زمينه هاي توسعه فناوري صنايع استان به كار گرفته مي شود.
كاربرد
روش تحليل سلسله مراتبي(AHP) و منطق فازي در رتبه
بندي نيازهاي تحقيقاتي صنايع استان
روشAHP به عنوان يكي از
ديدگاههاي تصميم گيري با عوامل چند گانه(MCDM) [2]جهت سنجش نظرات قضاوتي گروهي و
يا فردي استفاده مي شود. اين روش براي مقايسه و رتبه بندي عوامل مورد مقايسه، از
روش تحليل سلسله مراتبي استفاده مي كند كه با توجه به اجزا اين روش، در شكل
شماره(1)چگونگي ارتباط اين سلسله مراتبي براي رسيدن به هدف نشان داده شده است.براي
بكارگيري روش AHP، در رتبه بندي زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان، مراحل زير
انجام گرفت:
مرحله اول:
تعيين هدف، در اين مرحله بايد هدف اصلي از به كارگيري روش AHP مشخص گردد. هدف معمولاً به صورت واحد تعريف مي شود در اين طرح هدف تعيين “اولويتهاي فناوري توسعه صنعتي و رتبه بندي نيازهاي تحقيقاتي صنايع استان“
با توجه به قابليتها و امكانات آن مي باشد. اين هدف در راس سلسله مراتب قرار مي
گيرد و هر كدام اززمينه هاي توسعه براي رسيدن به آن، با هم مقايسه مي شوند.
مرحله دوم: شناسايي فاكتورها،
منظور از فاكتورها عواملي است كه بايد در رسيدن به هدف تعيين شده مورد توجه قرار
گيرند. به عبارتي ديگر زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي با توجه به فاكتورها براي
رسيدن به هدف تعيين شده با هم مقايسه مي شوند. از آنجا كه فاكتورها در رتبه بندي
زمينه هاي توسعه فناوري موثر مي باشند، تعيين دقيق آنها از اهميت خاصي برخوردار
است. فاكتورهاي در نظر گرفته شده براي مقايسه زمينه هاي توسعه فناوري استان عبارت اند از:1-فناوري در زمينه توسعه صنعتي
مطرح شده داراي بازار مصرف كافي و مناسب باشد،2-فناوري در زمينه توسعه صنعتي مطرح
شده باعث رشد و تكميل زنجيره صنايع موجود گردد، 3-فناوري مطرح شده موجب ايجاد
توانايي و قابليت صادارت شود، 4 - حجم
سرمايه و امكانات مورد نياز براي دست يافتن به توسعه فناوري مطرح شده زياد نباشد، 5-فناوري
در زمينه توسعه صنعتي مطرح شده باعث كاهش واردات و رفع نيازهاي داخلي گردد. 6-نرخ
بازگشت سرمايه و ارزش افزوده در فناوري
مطرح شده در حد نرخ معمول يا بيشتر باشد.7-براي
انجام طرح يا فناوري در زمينه توسعه صنعتي مطرح شده، مواد اوليه مناسب و كافي در
دسترس باشد.
مرحله سوم تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي و مقايسه
آنها، منظور از زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي، جنبه هاي رشد و توسعه در صنايع
مختلف است كه قابليت مناسبي را براي گسترش و رشد صنعتي در استان دارند. در اين طرح
براي تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي،
ابتدا با تهيه پرسشنامه و ارسال براي كارشناسان واساتيد دانشگاه از
آنها خواسته شد تا زمينه هاي توسعه فناوري را متناسب با هر گروه صنعتي كه زمينه
توسعه و ايجاد آن با توجه به امكانات وقابليتهاي استان فراهم ميباشد، را مشخص نمايند . سپس اطلاعات جمع آوري شده بر اساس هر كدام
از گروههاي صنعت تفكيك گرديد تا براي دستيابي به هدف اصلي با يكديگر مقايسه و رتبه
بندي شوند.
هدف

شكل شماره(1 )ساختار سلسله مراتب
تصميم گيري براي تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان بر اساس روشAHP
پس از مشخص شدن زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي بر
اساس گروههاي مختلف صنعت، هر كدام از زمينه هاي توسعه به تفكيك گروههاي مختلف صنعت
با فاكتورهاي در نظر گرفته شده براي ارزيابي آنها، تلفيق گرديد ودر قالب يك
پرسشنامه جديد طراحي شد. اين پرسشنامه كه در واقع پرسشنامه اولويت دهي به زمينه
هاي توسعه صنعتي وفناوري با توجه به قابليتهاي استان بود به اعضاء كميته هاي
تخصصي، اساتيد دانشگاه و متخصصان ارجاع گرديد . وپس از توضيحات كامل از آنها خواسته شد تا زمينه هاي
توسعه فناوريهاي مشخص شده را با توجه به فاكتورهاي مطرح شده در آن به صورت تك تك مقايسه نموده و به ترتيب
اهميت رتبه مورد نظر خود را از عدد 1الي9درج نمايند.(در جدول شماره1مقايسه زمينه
هاي توسعه فناوري با توجه به فاكتور “دسترسي به مواد اوليه مورد نياز“، نشان داده
شده است). پس از تكميل و جمع آوري پرسشنامه ها، با توجه به اينكه تعداد آنها زياد
بود براي تلفيق آن و رسيدن به يك معيار واحد، از روش ميانگين هندسي استفاده گرديد
تا در واقع نظر اعضاء گروه در قالب يك نظر واحد تلفيق گردد. سپس اين نظريات با
استفاده از روش AHP با يكديگر تلفيق گرديد تا رتبه هر كدام از زمينه هاي توسعه فناوري
صنعتي استان با توجه به تركيب نظر كارشناسان مشخص گرديد.
جدول شماره(1)جدول مقايسه اي زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان فارس بر
اساس فاكتور دسترسي به مواد اوليه در گروه صنايع شيميايي بر اساس روش AHP

با
توجه به اينكه هر كدام از فاكتورها نيز در رتبه بندي زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي
استان نيز داراي اهميت خاص خود مي باشند بنابراين براي رتبه بندي زمينه هاي توسعه
فناوري صنعتي استان، تعيين اهميت فاكتورها نيز ضرورت دارد. براي تعيين درجه اولويت
هر كدام از فاكتورها، از روش منطق فازي استفاده شده است. اين وش داراي سه جزء اساسي است كه عبارت اند از وروديها (Input)،عمليات(Opreration )وخروجيها (output) . وروديها
نشان دهنده اهميت فاكتورهاي تعيين شده از طرف اعضاي گروه است كه از طريق پرسشنامه
و تلفيق نظر اعضاي گروه با استفاده از روش
ميانگين هندسي حاصل مي گردد. در اين طرح از آنجا كه تعداد فاكتورهاي موثر در تعيين
زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان 7فاكتور مي باشد بنابراين با استفاده از روش فازي مي توان خروجيها را با
يكديگر تلفيق كرد و فقط يك خروجي داشت و يا اينكه بر اساس هر ورودي يك خروجي تعريف
كرد (شكل شماره2). از آنجا كه قضاوت در مورد وضعيت فاكتورها با توجه به
كمبود اطلاعات و ماهيت آنها بايد بر اساس نظر متخصصان وكارشناسان انجام شود. براي
تعيين اهميت هر كدام از فاكتورها يك طيف عددي از 1الي9 تعريف گرديدكه اعداد پايين
به مفهوم اهميت كمتر و اعداد بالاتر به مفهوم اهميت بيشتر مي باشد. پس از تعيين
وروديها كه به اصطلاح “تعيين تابع عضويت“[3]
براي هر كدام از فاكتورها مي باشد ، عمليات
پردازش درفازي بر اساس توابع عضويت تعريف شده انجام مي گيرد و سپس با تعيين دامنه
خروجيها، نتايج منطق فازي براي رتبه بندي هر كدام
از فاكتورها مشخص مي گردد. در اينجا با توجه به اينكه براي هر كدام از
زمينه هاي توسعه صنعتي استان يك خروجي مورد نظر مي باشد ، تمامي وروديها به يك
خروجي نسبت داده شده است. رتبه حاصل به مفهوم درجه اولويت هر كدام از زمينه هاي
توسعه فناوري استان با توجه به فاكتورها مي باشد. لازم به ذكر است كه دامنه خروجي
را مي توان در بازه دلخواه تعريف نمود كه در اين جا به دليل اينكه
اولويت بندي حاصل از روش AHP در بازه [ 0,1] قرار مي
گيرد، دامنه خروجي فازي نيز بين [ 0,1] تعريف شده
است.

شكل شماره(2)
عملكرد روش منطق فازي با توجه به 7 ورودي و يك خروجي براي رتبه بندي فاكتورهاي
موثر در تعيين زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان
روش
پر كردن اطلاعات مورد نياز به اين صورت است كه به عنوان مثال درگروه صنايع
شيميايي، از كارشناسان اين گروه خواسته شد
تا اهميت فاكتورهاي مطرح شده را (دسترسي به مواد اوليه، بازار مصرف و فروش، تكميل
زنجيره صنايع موجود و....) با
توجه زمينه هاي توسعه فناوري در رابطه با هر كدام از زمينه هاي توسعه فناوري در
صنايع شيميايي ( فناوري در زمينه توليد
انواع رزين، فناوري در زمينه صنايع پليمري و فناوري در زمينه صنايع لاستيك و ....
)را با يكديگر مقايسه نموده و رتبه مورد نظر خود را از 1الي9 تخصيص دهند. بديهي
است كه هر چه اهميت فاكتور مطرح شده بيشتر باشد
رتبه بالاتري را به خود اختصاص مي دهد و هر چه كمتر باشد رتبه كمتري به آن تخصيص
مي يابد. در جدول شماره(2)رتبه بندي زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي استان بر اساس
روش AHP و منطق فازي به تفكيك نشان داده شده است. در جدول شماره(3) نيز
نتايج تلفيق اين دو مدل به صورت
بردار ستوني تعيين اولويتها و رتبه بندي هر كدام از زمينههاي توسعه فناوري صنعتي استان درج شده است. با توجه به اين نتايج
ملاحظه مي گردد كه به عنوان مثال اولويت فناوري در زمينه صنعت رزين برابر با و اولويت توسعه فناوري در زمينه برابر با مي باشد . ساير نتايج نيز در رابطه با صنايع شيميايي در اين جدول نشان داده
شده است. در رابطه با بقيه گروههاي صنعت نيز رتبه بنديهاي زمينه توسعه فناوري صنعتي
از روش ذكر شده استفاده شده است.
جدول
شماره(2)نتايج خروجيهاي منطق فازي و روش AHP براي رتبه بندي زمينه هاي توسعه فناوري در صنايع شيميايي

جدول شماره(3)نتايج نهايي تلفيق خروجيهاي منطق فازي و روشAHP براي رتبه بندي زمينه هاي توسعه فناوري در صنايع
شيميايي

مرحله بعد از
رتبه بنديهاي زمينه توسعه صنعتي، استفاده از اين رتبه بندي در نيازهاي تحقيقاتي
مطرح شده از طرف صنايع و واحدهاي توليدي است. براي اين منظور نيازهاي تحقيقاتي
ارائه شده از طرف واحدهاي صنعتي در قالب زمينه هاي توسعه صنعتي استان كه اولويت هر
كدام از آنها مشخص شده بود گنجانيده شد و نيازهايي كه زمينه هاي توسعه فناوري در
آن از رتبه بالاتري برخوردار بود در اولويت قرار گرفت. در جدول شماره (4) بخشي از
نيازهاي مطرح شده در گروه صنايع شيميايي استان و زمينه هاي توسعه فناوري صنعتي در
اين صنعت همراه با اولويت هر كدام مشخص شده است. به عنوان مثال نياز تحقيقاتي
“توليد رزين هگزامتوكسي“ كه از طرف صنايع و واحدهاي توليدي استان به عنوان يك نياز
تحقيقاتي مطرح شده است در زير گروه توسعه فناوريهاي مرتبط با ساخت رزين قرار مي
گيرد از آنجا كه اولويت توسعه اين فناوري 54 /.مي باشد بنابراين، اين نياز
تحقيقاتي نسبت به بقيه نيازها اولويت بيشتري را به خود اختصاص مي دهد. ساير موارد
نيز مشابه استدلال فوق رتبه بندي مي گردد.

نتيجه
گيري
يكي از نتايج مهم اين تحقيق تعيين زمينه هاي توسعه فناوري
صنعتي با توجه به قابليتهاو امكانات موجود استان مي باشد، به طوري كه بر اساس نظر متخصصان زمينه هاي
توسعه صنعتي استان در گروههاي 8گانه صنعت مشخص گرديد و سپس با استفاده از نظرات
متخصصان اين زمينه ها رتبه بندي و اولويت گذاري گرديد.
يكي ديگر از نتايج اين تحقيق تركيب
روشAHP با منطق فازي براي رتبه بندي زمينه
هاي توسعه صنعتي در استان و نهايتا نيازهاي تحقيقاتي ارجاع شده از طرف واحدها
توليدي استان است. از آنجا كه در وضعيت موجود اطلاعات تاريخي و واقعي براي تعيين
زمينه هاي توسعه صنعتي استان از طريق روشهاي كمّي در دسترس نمي باشد استفاده از
نظرات متخصصان مي تواند بسيار مفيد است . كه در اين طرح با استفاده از
نظرات كارشناساتن ومتخصصان زمينه هاي توسعه صنعتي استان رتبه بندي گرديد.
يكي ديگر از نتايج اين تحقيق ارائه
يك راهبرد و استراتژي براي توسعه صنعتي استان است. با توجه به اينكه زمينه هاي
توسعه فناوري صنعتي در استان رتبه بندي شده است، استفاده از اين رتبه بندي زمينه
مناسبي را براي سرمايه گذاري صنعتي در استان فراهم مي كند.
مراجع
1)
رجبي،احمد،"كاربرد
تئوري سلسله مراتبي(AHP )در تعيين مبناهاي
هزينه در سيستمABC،"پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شيراز ، تابستان1380.
2)
رجبي،احمد،“تركيب
روش منطق فازي با تئوري سلسله مراتبي(AHP ) براي تخصيص بهينه بودجه وزارت بهداشت ودرمان به
استانهاي كشور“.طرح ملي وزارت بهداشت، تابستان1381.
3)-شريفي،محمدعلي،"اولويتهاي
سرمايه گذاري در تحقيقات صنعتي"سمينار تحقيق وتوسعه،1368
4)-شمس،ناصر،جلال
آبادي،اسدالله،"اولويتهاي بودجه 2000كانادا"، مجله رهيافت، بهار
تابستان1380، شماره24.
5)-طاهري،محمود،"آشنايي
با نظريه مجموعه هاي فازي"،انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد،1375
6)-طايفي،علي،"سياستهاي
علمي-پژوهشي در انگلستان"، مجله رهيافت، بهار وتابستان1380، شماره24.
7)-عمرانيان،رجبي وزبردستان،"طرح تعيين اولويتهاي
تحقيقاتي صنايع استان فارس"، سازمان پژوهشهاي علمي وصنعتي مركز فارس،1376
8)-قانعي راد، محمد امين،"نظام علمي كشور
در برنامه سوم توسعه"،مركز تحقيقات علمي كشور،ارديبهشت 1379
9)-
قانعي راد ،محمد امين،"ساختار مديريت نظام علمي كشور"، مركز تحقيقات
علمي كشور، مرداد1379
10)-مكنون،رضا،"بررسي
روشهاي تعيين اولويتهاي تحقيقاتي"، مجله رهيافت ، بهار وتابستان 1375، شماره12.
11)-مهدوي،محمد
نقي،غفراني،محمدباقر،"بررسي تطبيقي تجارب سياست گذاري علم وفناوري در جهان"، مجله رهيافت، بهار
وتابستان1380، شماره24.
12)-دانشگاه شيراز،"كارنامه عملكرد كار
گروه پژوهشي وفناوري استان فارس ،1380 تا ارديبهشت 1381.
13)-دانشگاه
صنعتي امير كبير،"مجموعه مقالات چهارمين كنگره سراسري همكاريهاي دولت،دانشگاه
وصنعت براي توسعه ملي"،ارديبهشت 1377
13)-دفتر
بررسي هاي اقتصادي مجلس شوراي اسلامي،"جايگاه وكاركرد تحقيقات در برنامه اول
ودوم توسعه"، پاييز1379
15)-سازمان مديريت
وبرنامه ريزي،"سند برنامه سوم توسعه اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي"،انتشارات
سازمان مديريت وبرنامه ريزي،1380
16)-شوراي پژوهشهاي علمي كشور،"اولويتهاي
تحقيقاتي كشور"،انتشارات علمي فرهنگي،زمستان1379
17)-فرهنگستان
علوم چين،"برنامه ملي چين براي ايجاد سيستم نوآوري"،1380
ب) منابع لاتين
1)-A.G.Lockett,B.Hetherington
and Etal,”Modeling a Research
Portfolio using AHP”,A Group Decision Process”, Research and Development
Management,Vol.16.1986.
2)-Domonkos,Tikk and Tamas
,D.,”Featur Ranking Base on Inter
class Separability For Fuzzy Control",” Fuzzy Set Theory,2000
4)-Heinrich,J,”A Fuzzy Logic Approach to Multicriteria
Decision Making”,Fuzzy Websit
5)-Narasimha,B,”Formulation of Qualitive Models Using Fuzzy Logic”,Fuzzy
Website.
6)-Schuster,A, Admason,D,and
7)-T.L
Saaty,”Axiomatic Foundation of the
Analytic Hierarchy Process”,Management Science,vol.32,1986
8)-T.L.Saaty,”Decision Making for Leaders:the Analytic Hierarchy Process for Decision
Making in Complex World”,Vol II,Rws,pub,1990
9)-R.E.Jensen,”Comparision of Consensus Methods for Priority Ranking Problems,”Decision
Scince,Vol.17,1986
10)-R.E. Bellman and L.A.Zadeh,”Decision Making in A Fuzzy Environment”,Management Science,Vol 17,1970