دانشيار دانشگاه صنعتي اصفهان و مدير
مرکز پژوهش و مهندسي سطح ايران
شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان
در اين مقاله روش تجربه شدهاي جهت بکارگيري
دانشجويان تحصيلات تکميلي در تحقيقات کاربردي و جذب آنان پس از فارغاتحصيلي در
مؤسسات "پژوهشي – مهندسي"، معرفي شده است. الگوي مورد اشاره يکي از
مؤسسات شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان است که در زمينه تخصصي مشخصي، روال ساده را در
ارتباط تنگاتنگ با دانشگاه بکار گرفته و به تدريج آن را به صورت فرآيند تعريف شدهاي
در آورده است. اين فرآيند شامل چند مرحله اصلي، از آغاز تحقيق تا تدوين رساله و
سپس جذب و اشتغال فرد فارغالتحصيل است.
1- تفکري که بيشتر
به قابليتهاي خارجي و بخصوص به برنامهريزي غربي اعتقاد دارد و همه را به اصطلاح
"ترجمه شده" ميپسندد و روش صحيح را استفاده از الگوهاي کشورهاي توسعه
يافته، نسخهبرداري کامل و حرکت در آن راستا ميداند. به نظر ميرسد اين طرز فکر
حتي جايي براي بوميسازي موضوع نيز قائل نيست و اعمال روشها را به همان صورت توصيه
ميکند.
2- تفکر ديگري که در
اين زمينه وجود دارد استفاده از نيروهاي علمي و توانمند داخلي است که ميتوانند به
طور مستقل يا به صورت ادغام شده با روش اول، خط مشي پارکهاي فناوري را تعيين و
کنترل نمايند. اين طرز فکر معتقد است که مسائل سازماني به صورت "ترجمه
شده" جواب نميدهد بلکه با توجه به خصوصيات فرهنگي و شرايط اجتماعي کشور بايد
روال مناسبي تدوين گردد.
مجريان
اوليه در ايده پارکهاي فناوري به طور عمده دانشگاهيان هستند که به نظر ميرسد
سنخيت بيشتري با موضوع دارند و براي انجام اين کار آمادهترند. از آنجا که اين
گروه معمولاً با راهحلهاي آکادميک آشنا هستند و تجربيات آنان نيز عموماً در اين
زمينه است، کمتر اتفاق ميافتد که به تدوين روشهاي جديد براي اين کار بپردازند و
بيشتر احتمال دارد الگوهاي داشنگاهي را –حداقل در ابتدا- مدنظر قرار دهند. نکته
شايان توجه در اين ارتباط آن است که بعضي از دانشجويان و اساتيد دانشگاهها که
ويژگيهاي خلاقيت و نوآوري دارند ]2[ بايد
قابليتهاي خود را در ساختارهاي مناسبي بکار بگيرند تا در جهت صحيح رشد داشته باشد،
در غير اين صورت، با اشتياق و فعالانه عهدهدار اين قبيل مسئوليتها ميشوند و بعد
همان روشهايي را که در دانشگاه بعضاً به آنها انتقاد داشتهاند بکار ميگيرند. با
توجه به ايده کلي شهرکهاي تحقيقاتي که دستيابي به فناوريهاي نوين و کارآفرين به
ويژه از طريق جذب دانشآموختگان دانشگاههاست، ضرورت دارد که اولاً تناسب ساختارهاي
فعلي دانشگاهها و پژوهشگاهها براي پارکهاي فناوري مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و
نقاط قوت و ضعف آنها ارزيابي شود؛ ثانياً الگوهاي جديد متناسب با شرايط واقعي
دانشگاه و صنعت طراحي شده و مورد آزمايش قرار گيرد تا در عمل کارآيي آنها اثبات
شود. از آنجا که دانشجويان تحصيلات تکميلي به عنوان يک منبع ارزشمند تخصصي در کشور
مطرح هستند، برنامهريزي براي استفاده بهينه از قابليتهاي آنان امري بسيار مهم و
ضروري است ]3[.
در
مقاله حاضر، روال جذب و بکارگيري دانشجو تحصيلات تکميلي که در يکي از مؤسسات شهرک
علمي و تحقيقاتي اصفهان در مدت حدود 4 سال تجربه شده است معرفي ميشود و کارآيي آن
به عنوان الگويي براي فعاليتهاي مشابه ارزيابي ميگردد.
از
ميان سه نوع اصلي تحقيقات شامل بنيادي، کاربردي و توسعهاي، دانشگاهها کمتر به
پژوهشهاي توسعهاي ميپردازند و اگر چه اکنون بيشتر به تحقيقات کاربردي روي
آوردهاند، در اصول بايد عهدهدار پژوهشهاي بنيادي باشند. در آغاز هر طرح
تحقيقاتي، پيشنهاديهاي بوسيله محقق تنظيم ميشود که پس از مراحل داوري و ارزيابي
در شوراهاي تخصصي معمول دانشگاهي اين است که سوژه اوليه عموماً زاييده فکر محقق
است که براساس مطالعات قبلي يا پيشنهاد ساير محققان آن زمينه خاص، انتخاب ميشود.
مراحل اجراي پروژه و دستاوردهاي علمي- فني آن را نيز خود محقق تعيين ميکند؛ تنها
ممکن است در مراحل داوري اصلاحاتي روي آن صورت گيرد که آن هم غالباً محتاطانه و
خيلي رقيق بيان ميشود و يا به صورت توصيه و پيشنهاد به اطلاع محقق اصلي ميرسد.
بخش
عمده تحقيقات دانشگاهي را دانشجويان به ويژه دورههاي تحصيلات تکميلي انجام ميدهند
و اساتيد معمولاً نقش هدايت و راهنمايي يا مشاوره را به عهده دارند. غالب اين
دانشجويان تجربه کار تحقيقاتي ندارند و به اين دليل روال اساتيد دانشگاه علاوه بر
ايفاي نقش "محقق" بايد به نحوي انتخاب شود که "روش تحقيق" را
نيز به دانشجو بياموزد در ضمن آن پژوهش مورد بخث نيزانجام گردد. در واقع ميتوان
گفت که چون محور اصلي فعاليتهاي دانشگاه "آموزش" است هرگاه بين تدوين
رساله دانشجو و به انجام رسيدن يک کار تحقيقاتي، تضادي حاصل شود، مجموعه استاد و
دانشجو الويت را به تکميل رساله و ادامه سير آموزش خواهند داد و گاه دستيابي به
پاسخ يک مسئله خاص تحقيقاتي، به نفع فارغالتحصيل شدن دانشجو کنار گذاشته ميشود.
اين تفکر چنان گسترش يافته است که بعضي وزارتخانهها و اغلب واحدهاي توليدي کشور،
تحقيقات دانشگاهي را به عنوان کارهاي لوکس به شمار ميآورند و قراردادهاي اجراي
تحقيقات با دانشگاه را چندان جدي نميانگارند. اين طرز تلقي هم تنظيم بودجه و زمانبندي
پروژهها تأثير دارد و هم در تعاملات بين معاونت پژوهشي دانشگاهها و دستگاههاي
اجرايي اثرات قابل ملاحظهاي بر جاي گذاشته است.
نبايد
از نظر دور داشت که دانشگاه ساختار پژوهشي خاص خود را دارد که در آن قالب کارهاي
نوين و باارزشي صورت ميگيرد. در عين حال، همان طور که در شکل 1 نشان داده شده
است، تفکر حاکم در دانشگاه همواره "آموزش" بوده است و هدف اصلي مراکز
پژوهشي دانشگاهي، تعليم و تربيت افرادي است که با ديدگاه خاص مسئلهيابي و خلاقيت،
وارد صنايع و جامعه شوند و راهحلهاي مناسب ارايه نمايند. اگر دانشگاه بنا به
ضرورت مالي و يا موفقيت زماني، وارد تحقيقات توسعهاي شود و از تحقيقات پايهاي
فاصله بگيرد اين وضعيت زيانآور است و پايا نخواهد بود.
مؤسسات
مستقر در پارک فناوري نيز در کنار فعاليتهاي مهندسي به امور پژوهشي ميپردازند؛
اين پژوهشها از دسته کاربردي و يا توسعه تجربي است که بايد به توليد جديد، حل يک
مشکل ارجاع شده

شکل 1 . مقايسه اجزاي تشکيل دهنده دانشگاه و
پارک فناوري
يا
بهينهسازي شرايط کاري منجر شود. تنها در اين حالت است که طرف قرارداد به عنوان
مصرفکننده يافتههاي تحقيقاتي، حاضر به پرداخت هزينه و حقالتحقيق خواهد بود. اين
نوع کارهاي تحقيقاتي بر اساس "شرح خدمات" کاملاً تعريف شدهاي، قرارداد
ميشوند و مجري موظف است خدمات مربوطه را طبق نظر کارفرما يا نماينده وي اجرا کند
و به تأييد دستگاه نظارت برساند. محور اصلي فعاليت در اين قبيل مؤسسات فناوري است
و بدين منظور پرسنل تحقيقاتي بايد پژوهش ارجاعي را در زمان تعيين شده با حداقل هزينه
بگونهاي به انجام برساند که مورد قبول کارفرما باشد. کارفرما عموماٌ تمايلي به
انجام تحقيقات صرف ندارد بلکه در قبال پرداخت هزينه انتظارات خاصي دارد که يافتههاي
تحقيق بايد به آنها پاسخ گويد.
مشخصات
عمده پژوهش در دانشگاه و مؤسسات فناوري در جدول 1 باهم مقايسه شده است. همانطور که
ديده ميشود اگر چه نقاط مشترکي در برخي موارد وجود دارد، اما هدف و روشهاي اجرايي
متفاوت است و در نتيجه دستاوردها يکسان نخواهد بود.
اگر
قرار باشد از نيروهاي دانشجويي در مؤسسات شهرک تحقيقاتي به نحو صحيحي استفاده شود
بايد پژوهش را چنان برنامهريزي و هدايت نمود. که دانشگاه از هدف اصلي خود که
توليد علم است دور نشود و گرنه به جاي پيشرفت در اين زمينه، عقب افتادگي علمي
بيشتري نسيبمان خواهد شد. در واقع آنچه که ميتواند اين پيوند را بين دانشگاه و
مؤسسات فناوري برقرار سازد، علمي کردن پروژهها و فعاليتهاي مهندسي است. اين کار
بايد بگونهاي انجام گيرد که رسالههاي تحصيلات تکميلي دانشگاه، به سطح يک رفع
مشکل اپراتوري يا يک مطالعه موردي تنزل نيابند.
وضعيت
اخير در مواردي ديده شده است و در شرايط فعلي که روز به روز بيشتر روي کاربردي
بودن پروژهها تأکيد ميشود خطر آن به طور ملموس احساس ميشود.
جدول
1 . مقايسة
مشخصات عمده تحقيقات در دانشگاه و مؤسسات فناوري

بکارگيري
دانشجويان تحصيلات تکميلي
براي
استفاده از پتانسيل دانشجويان تحصيلات تکميلي در فعاليتهاي پژوهشي-فناوري ، به طور
کلي سه روش مي توان ذکر نمود :
الف –
دانشجو در پروژه هاي اجرايي موسسه همکاري کند و رساله تحقيقاتي خود راجدا از اين
موضوع ولي به موازات آن انجام دهد.
ب-
دانشجو در پروژهاي اجرايي به طور فعال مشارکت کند و همين موضوع را (چه تحقيقي
باشد چه نباشد) به عنوان رساله ارائه دهد.
ج-
دانشجو در پروژهاي مشارکت کند که جنبه علمي پژوهشي داشته باشد و آن بخش را به
عنوان رساله خود انتخاب نمايد.
نقاط
ضعف دو روش اول آشکار است و نيازي به تفصير ندارد. اما براي آنکه بتوان روش سوم را
اجرا نمود بايد پروژه از نوع تحقيقات کاربردي باشد نه توسعه تجربي، البته اگر
شرايطي پيش آيد که تحقيقات بنيادي در مؤسسهاي در جريان باشد موضوع به طور کلي
متفاوت است و نيازي به مطرح کردن ندارد. تحقيقات کاربردي که در اينجا ذکر ميشود،
طبق تعريف کلاسيک بيان ميشود.
پژوهش
کاربردي شامل مطالعات و تحقيقات جهتداري است که براي رسيدن به يک هدف مشخص انجام
ميگيرد. در اين نوع پژوهش ايدهها به عمل در ميآيند به طوري که يافتههاي حاصل براي برخي توليدات، روشها و يا سيستمها قابل
استفادهاند ولي تمام نتايج به محصول ارائه تبديل نميشوند.
اين
خط مشي در يکي از مؤسسات پژوهشي مستقر در شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان تعريف شده و
بکار گرفته شده است. نکته کليدي در موفقيت اين فرآيند آن است که مؤسسه بايد در
کنار دانشجوي محقق تمام وقت و مشاوران علمي داشته باشد تا اولاٌ تداوم کار ممکن باشد و با کنار رفتن دانشجو تجربيات محفوظ
بماند، ثانياً در تنظيم وظايف بتوان دانشجو را از پرداختن به فعاليتهاي صرفاً
اجرايي مستثني نمود و ثالثاً در تيم هر پروژه، نوآوري و مسايل عملياتي به منظور
يکديگر پيش رود. روش پيشنهادي که با تجربه 4 ساله، اکنون به صورت فرايند پيوستهاي
قابل الگوسازي است، شامل مراحل اصلي زير است:
1) تعريف موضوع
تحقيق به صورت بخشي از طرح صنعتي
2) کسب موافقت استاد
راهنماي رساله و تعيين مشاور
3) تنظيم بودجه براي
تأمين هزينهها و پرداخت به دانشجو
4) شروع بکار دانشجو
ضمن هماهنگي مستمر با تيم پروژه
5) نظارت بر روند
اجراي پروژه تا تدوين رساله دانشجويي
6) اشتغال دانشجو پس
از فارغالتحصيلي به صورت تمام وقت يا پاره وقت
7) تنظيم پيشنهاديه
تکميلي يا توسعه پروژه قبلي بوسيله فرد استخدام شده
8) برنامه ريزي جهت
گسترش زمينه کاري با هدف تأسيس مؤسسات جديدي (زايشي)
بررسي عملکرد مؤسسه فوق پس از گذشت حدود 4 سال نشان مي دهد که از
دانشجويان همراه طرح پس از فارغ التحصيلي حدود نيمي به اين زمينه جذب شده در اين
مؤسسه منطقه اي هستند و ساير دانش آموختگان ارتباط خود را با شهرک تحقيقاتي اصفهان
ادامه نداده اند، اگر چه بعضي از آنان در جايي درگي در زمينه تخصصي خود به کار
اشتغال دارند. شايان ذکر است که در مؤسسات مستقر در شهرک علمي و تحقيقاتي اصفهان،
همکاري طيف گسترده اي از افراد به چشم مي خورد؛ علاوه بر پرسنل تمام وقت و اساتيدي
که به عنوان محقق يا مشاور همکاري دارند، دانشجويان به صورت پژوهشگر و کارشناسان
صنعت و افراد فني ذيربط، بدون محدوديت خاصي مي توانند در فعاليتها مشارکت نمايند.
تجربه کسب شده نشان مي دهد که الگويي بر اساس روش فوق مي توان بنا نهاد که با بهره
گيري از ساختار مناسب، بخش عمده اي از دانشجويان تحصيلات تکميلي را پوشش دهد تا از
يک سو از ذهن خلاق و پتانسيل بالقوه آنان در حل مسائل مورد نياز کشور بهره گرفت و
از سوي ديگر بخشي از مشکلات اشتغال آنان پس از فارغ التحصيلي به نحو مناسبي مرتفع
شود.
شکل 2 . آمار دانشجويان و فارغالتحصيلان همکار مؤسسه (مرتبط با طرح)

منابع
[1] ويژگي هاي فرد
خلاق، " گسترش
صنعت " ، سال
سيزدهم، مرداد 1381، شماره 612، ص 11.
[2] رضا مرادي و همکاران، "
نقش انکوباتورهاي دانشگاهي در بستر سازي کارآفريني دانشجويان ...."
[3] گزارش فعاليتهاي
سالانه، مرکز پژوهش و مهندسي سطح ايران، 1382.