بهبود عملكرد تعامل سه جانبه دولت دانشگاه و صنعت براي رونق مراكز رشد علم و فناوري در راستاي توسعه اقتصاد علم محور كشور

 

صادق موسي خاني -  امير شهسوار -  معراج حيدرقلعه - يوسف ديزجي- جعفرصادقكامفر

جواد نوري نيا - كامران داوري نيكو

1- سازمان صنايع و معادن استان آذربايجان غربي

2- شركت مخابرات استان آذربايجان غربي

3- دانشگاه اروميه

 

چكيده

   چنانكه مي دانيم دولت بر اساس برنامه هاي پنج ساله, نقش سياستگذاري و برنامه ريزي را به ستاد دولت محول نموده است. دولت باتوجه به نيازهاي جامعه و تعاملات ملي و بين المللي زمينه هاي مزيت دار و رقابتي را در عرصه جهان شناسائي و برنامه مدوني براي ايجاد اشتغال مولد و پايدار براي عموم و آحاد جامعه مدنظر قرار مي دهد و بخش خصوص كه قالبا ارزش آفرين ترين بخش آن يعني خدمات و صنعت مي باشد را براساس توصيه ها و مطالعات عمده انتخاب و نسبت به سرمايه گذاري در آن اقدام مي نمايد. در اين بين دانشگاه به عنوان مركز علمي و دانش آفريني , مسائل و مشكلات موجود در را ه رشد و توسعه بخش خصوصي را از ديدگاههاي مختلف مديريت, فني و مسائل اجتماعي در قالب پروژه هاي مطالعاتي و تحقيقاتي به سفارش بخش خصوصي و دولت به اجرا درمي آورد. اين تعامل سه جانبه عملكردي است كه با فرآيندي مشخص و در قالب يك روند روبه تعالي، همواره در گرو نقد و بررسي است براي بهبود عملكرد و افزايش توان اين تعامل نيازمند نگاه سيستميك هستيم سيستمي كه روش انجام كار و نحوه حركت از مرحله ايده پروري تا تجاري نمودن محصول را مدنظر قرار دهد. البته ناگفته نماند محصول تجاري شده بنگاه به بازار و برگرفته از ايده هاي خلاق و مبتكرانه و برمبناي نياز جامعه امروزي است. مراكز رشد  علم و فناوري به عنوان يك مركز مي تواند تعامل سه جانبه را به خوبي برقرار نمايد واسطي است ميان سه بخش عمده دولت - صنعت و دانشگاه كه در اين مقاله سعي شده است روشهاي علمي و معيني برمطالعات عميق و تجارب كشورهاي موفق جهاني به صورتي اولويت دار بررسي گردد و مطابق با زمينه هاي فكري و فرهنگي و مشتركات بومي كشور، مدلي مناسب براي افزايش عملكرد اين تعامل بيان شود و روشهاي ارزيابي و سنجش عملكرد براي برنامه سازي جهت افزايش و ارتقاء توان عملكردي مراكز رشد و فناوري قيد گردد.

 

مقدمه

مراكز علمي و تكنولوژيكي، ايده جديدي است كه با هدف توسعه تكنولوژيكي و ايجاد شرايط مناسب براي انواع نوآوريها و توانمنديهاي پژوهشي براي دانشگاهها, موسسات دولتي و خصوصي در يك مكان اجتماع مي نمايد تا با همكاري هم نتايج پژوهش هاي صنعتي را به توسعه و نهايتا خلق مبدل نمايد و اين امر باعث رونق اقتصادي و اجتماعي مناطق مختلف ميگردد. تعامل بين سه عنصر دانشگاه -  دولت -  صنعت كه هريك در اين فرآيند ايدهسازي، تا تجاري نمودن آن وظايف خاصي را دارند، در ارتقاء عملكرد مراكز رشد فناوري و علم اهميت خاصي دارد. درحقيقت اين تعامل سهگانه منجر به ايجاد يك سازمان مي گردد  كه اين سازمان براساس يك برنامه مدون , رسالت مشخص وظايفي را دارد كه اين  وظايف باتوجه به ماهيت خود به يكي از بخش هاي عمده سه گانه منتقل مي گردد. بررسي و ارزيابي عملكرد اين سازمان كه حاصل تعامل سه گانه عناصر دانشگاه, دولت و صنعت مي باشد نيازمند دسته بندي و تقسيم وظايف مي باشد كه در اين مقاله به ارائه يك مدل جهت ارزيابي و بهبود عملكرد اين تعامل سه گانه خواهيم پرداخت. ابتدا به ترسيم و توصيف سازمان تعامل و سپس بررسي وظايف عناصر سه گانه و فرآيند اجرايي  كار و نحوه ارزيابي آن اشاره خواهد گرديد.


اهميت علم و تكنولوژي در راستاي توسعه ملي

ترديدي نيست كه اصلي ترين عامل تعيين كننده پيشرفت و توسعه  جامعه در شرايط متحول كنوني جهان، مساله چگونگي برخورداري از دانش, آموزش، پژوهش و وضعيت نيروي انساني كارآمد است در تحولات شتابان امروز جهان, نقش مزيت بخشي همه عوامل طبيعي, اقتصادي و استراتژيك جاي خود را به سرعت و به ميزان بهره مندي از علوم و فنون مي دهد و در حال حاضر برتري رقابتي يك كشور بيش از آنكه،  به منابع طبيعي ارث رسيده يا ظرفيت موجود صنعتي، متكي باشد به ((مزيت رقابتي تكنولوژيك)) كشور وابسته است كه تجلي آن را مي توان در عرضه محصولات نو, با كيفيت , بادوام و با قيمتي ارزان مشاهده نمود. دستيبابي به سطح بالاي توسعه يافتگي، به معناي دستيابي به سطح خاصي از همه شاخصهاي تعريف شده در زمينه هاي گوناگون است و توسعه مشخصات و شاخصهاي از قبيل امكانات بهداشتي, درماني, رفاهي, آموزشي, ارتباطي, امنيتي و .... فقط با دستاوردهاي تكنولوژيكي قابل تصور است. و قناعت به سطح نازل علمي - تكنيكي؛ يعني رهاكردن همه موضوعات, تسهيلات و خدمات موردنياز جهان امروز و حتي پذيرش سلطه صاحب تكنولوژي برتر. دانشمند برجسته مسلمان, پروفسور عبدالسلام معتقد است كه كارايي درازمدت انتقال تكنولوژي، نيازمند انتقال علم بوده و علم امروز تكنولوژي فرداست, البته بايد به اين مطلب توجه داشت كه هرچند نقش اساسي علم و تكنولوژي در توسعه اقتصادي است و به كمك آن مي توان خطرات ناشي از مصرف شديد منابع, رشد جمعيت, كمبود انرژي و تخريب محيط زيست را برطرف نمود، ليكن سهم علم و تكنولوژپي در توسعه و بهبود زندگي افراد، به همين بخش محدود نميگردد و درهريك از ابعاد ذيل كه نيازهاي فردي يك جامعه توسعه يافته هستند، ميتواند دخيل باشد :

-     سلامت و صحت فردي و اجتماعي.

-     تامين نيازهاي اجتماعي و اقتصادي.

-     رفاه اجتماعي برمبناي هماهنگي اجتماعي و عدالت

-     حقوق سياسي نظير آزادي , احترام و موقعيت فردي.

-     حرمت داشتن ارزشها و باورهاي فرهنگي.

حال مراكز رشد فناوري و علم به عنوان نهاد هايي كه مي توانند اين دو بخش را در كنار هم و بصورت يكجا و همگون به كار بگيرند و در رسيدن به اهداف متعالي توسعه اقتصادي قدم بردارند از اهميت خاصي برخوردارند و با تلفيق علم و تكنولوژي با همكاري يك تعامل سه گانه موجبات توسعه ملي را فراهم خواهند آورد.

 

مراكز رشدعلم و فناوري؛ انواع و ويژگيهاي مشترك

مراكز رشد فناوري و علم را مي توان به سه دسته تقسيم بندي نمود كه عبارتند از:

الف- علم محرك (science push): منظور از اين مراكز اين است كه موسس نگهدارنده نتايج تحقيقات مي باشد و درجهت تجاري نمودن آن قدم برمي دارد در حقيقت موسس، علم را به عنوان وسيله اي كه سبب تسريع تغييرات در نوآوري مراكز رشد علم و فناوري مي شود مي شناسند.

ب- كشش تقاضا (Dem and- pull): مجموعه اي است كه شركت ها براي دستيباي به تقاضاي بازار ايجاد مي نمايند و اين نوع مراكز براي شركت هاي موفق تكنولوژيك برتر تجاري­- كاربردي پيشرفته محسوب مي گردد و فعاليتهاي آن شامل مركز تحقيق و توسعه توليد و فروش و خدمات دهي و غيره مي باشد.

ج- تجمعي (inteqrative park): مراكزي هستند كه با هدف حمايت از تكنولوژيهاي ملي و با سرمايه گذاري كلان دولت و سپس سرمايه گذاريهاي خصوصي ايجاد مي شوند.

كه در ايران باعنايت به ويژگيهاي ملي و منطقه اي عمدتا توصيه مي گردد، پاركهاي فناوري و علم محور به دو شكل كشش تقاضا و تجمعي ايجاد گردد.

ويژگيهاي مشترك پاركهاي فناوري و مراكز فناوري و علم، عمدتا به شكل زير بيان شده است.

-   فعاليت اصلي پژوهش و توسعه با تكيه بر توسعه تكنولوژي و بطور اخص حل مشكلات و تنگناهاي علمي و صنعتي و رشد و شكوفايي و افزايش قدرت رقابت در صنعت خاص.

-   پژوهش و توسعه تكنولوژيك , پژوهشي كه فقط كاربرد دانشگاهي نداشته باشد.

-   تمركز مجموعهاي از فعاليتهاي تحقيقاتي به هم پيوسته با رابطهاي تنگاتنگ و پيوند رسمي عملياتي با دانشگاهها.

-   مشوق شكل گيري و رشد تجارت هاي مبتني بر دانش( تجاري كردن دستآوردهاي تحقيقاتي).

-   قابليت نمايش و ايجاد تكنولوژي ها و شركت هاي خدمات مهندسي جديد (spain off ).

-   انتقال تكنولوژي و مهارت هاي تجاري به موسسات موجود در محل.

-   ويژگيهاي محيط شبيه پارك با تراكم اندك زيبايي محوطه و وجود امكانات تفريحي خدماتي و ايجاد طبيعتي خوشايند.

-   كوچك و نو بنيادي واحدهاي پژوهشي بطور عمده.

-   برنامه ريزي براي دستيابي به تكنولوژي جديد و پيشرفته به منظور رقابت در بازارهاي جهاني.

-   جذب انواع متخصص ماهر نظير دانشمندان, مهندسان, كارشناسان تحقيق و توسعه, دانشجويان تحصيلات تكميلي.

-   بسترسازي مناسب براي سرمايه گذاريهاي مشترك دانشگاهها, دولت هاي محلي, بخشهاي خصوصي.

 

مراحل ايجاد مراكز فناوري و علم

از تجربيات برخي از مراكز رشد علم و فناوري در جهان، مي توان به طوركلي مراحل ايجاد و راهاندازي يك مراكز رشد علم و فناوري را به شرح ذيل اشاره نمود. در هر پروژه از ابتداي انجام تا پايان و ادامه فعاليت، سه مرحله را مي توان تصور نمود كه عبارتند از :

1-  مرحله طراحي

2-  مرحله پياده سازي

3-  مرحله بهره برداري و توسعه

در برخي اسناد مراحل شكل گيري و فعاليت مراكز رشد علم  و فناوري را در 6 مرحله نيز تقسيمبندي نموده اند كه عبارتند از :

1-   طرح و برنامه ريزي

2-  سازماندهي

3-  كارآفريني

4-  تجربه اندوزي

5-  بازاريابي

6-  نوسازي

هريك از عناصر سه گانه (دانشگاه - دولت - صنعت) براي ايجاد و راه اندازي مراكز رشد علم و فناوري، در هريك از مراحل سه گانه يا شش گانه ياد شده، نقش بخصوصي را دارند كه در اين فرايند مي توان سازماني را متصور شد، با رسالت و اهداف مشخص كه از سه عنصر (دانشگاه- دولت- صنعت) تشكيل يافته براي هر عنصر فعاليت يا فعاليتهايي را تعريف نموده است. با يك برنامهريزي تعاملي ميتوان فرآيند احداث - بهره برداري و توسعه مراكز رشد علم و فناوري را به پيش برد                                    

شکل 1. سازمان تعامل

 

سازمان تعامل و مراكز رشد علم و فناوري

   چنانكه گفته شد براي رونق فعاليتهاي مراكز رشد علم و فناوري، عناصر سه گانه نقش اساسي را دارند و هريك در راستاي يك فرآيند مشخص براي گسترش علم و فناوري در كشور در بعد محلي و در بعد منطقهاي اقدام مينمايند سازمان تعامل كه تشكيل يافته از نهادهاي حكومتي (نظير مركزي يا دولت هاي محلي) و دانشگاهها و نيز بخش خصوصي (كه عمدتا از بنگاههاي اقتصادي توليدي و خدمات مهندسي و تحقيقاتي است) مي‌باشد، سازماني است با رسالت مشخص و براي يك آرمان (vision) معين كه عنصر اصلي تشكيل يافته و هر عنصر براي رسيدن به اين آرمان بخشي از فعاليتهاي مورد نياز را انجام مي دهد. يكي از راهكارهاي مناسب تحقيق آرمان، تشكيل هيأتي از سه عنصر اصلي است كه فرآيند مديريت پروژه كه احداث مراكز رشد فناوري و علم، ميباشد را راهبري مينمايند مي‌باشد، بعداز به ثمر رسيدن اين پروژه مرحله بهرهبرداري و مديريت برآن مي باشد و در صورت تداوم فعاليت مركز رشد فناوري علم و توسعه آن و ارتقاء توان تكنولوژيكي و افزايش كارآيي آن مي باشد. در حقيقت سازمان تعامل يك موتور محرك براي مراكز رشد فناوري و علم است كه براي مديريت بهتر و روانتر مجموعه فوق ايجاد مي شود و نظامي است براي حركت درست در مسير شكوفايي و ترقي مراكز رشد فناوري و علم. در ادامه به توصيف اين سازمان و عملكرد و عناصر سهگانه آن و روشهاي ارزيابي عملكرد عنصر به عنصر و سازمان تعامل پرداخته و به روشهاي بهبود آن اشاره خواهيم كرد.

 

رسالت و شرح فعاليتهاي سازمان تعامل

   چنانكه گفته شد سازمان تعامل يك نهاد فرابخشي است كه از سه عنصر اصلي دانشگاه , دولت و صنعت تشكيل يافته و رسالت عمده آن عبارتست از؛ تحقق مراكز رشد علم و فنآوري و بهبود روند توسعه تكنولوژي در كشور يا مناطق مختلف آن و درنهايت ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي و اجتماعي، اما اين رسالت بايد با انجام فرآيندي معين و با فعاليتهاي مشخص به ثمر برسد. و هريك از عناصر سهگانه، بخشي از اين فعاليتها را برعهده دارند فعاليتهايي كه بايد باتوان و سنخيت عملكردي آنها هماهنگي داشته باشد. سازمان تعامل با يك حلقه كه هيئت امناء ناميده مي شود، با ساختار سازماني مركز رشد فناوري و علم در ارتباط است كه مي توان با نمودار به صورت ذيل نشان داد.

شكل 2

هريك از عناصر سه گانه سازمان تعامل در فرآيند اجرايي و مديريت مراكز رشد و فناوري و علم و ارائه و برنامهريزي فعاليتهاي آن نقش آفريني مي نمايند. كه اشاره اي به شرح فعاليتهاي هريك از عناصر و مسئوليت آنها در قبال سازمان تعامل و مراكز رشد و فناوري و علم مي نمائيد.

دولت و سازمان تعامل

لي چنگ و ويتكامب، نقش دولت در توسعه فناوري حتي در قرن 21 را پابرجا مي دانندو بايك نظرسنجي از 780 مدير اجرايي به اين نتيجه رسيدند كه دولت از طريق سياستگذاري ذيل مي تواند بر توسعه تكنولوژي تاثير گذار باشد.

-        حمايت از حقوق معنوي شامل اسرارتجاري, مالكيت معنوي و حق ثبت اختراع.

-        حمايت مالي از توسعه تكنولوژيهاي جديد.

-        كاهش قوانيني كه  روابط بين شركتها را محدود مي كند.

-        حذف محدويتهاي مربوط به صدور تكنولوژي هاي مدرن.

-        تقويت توان رقابتي شركتهاي داخلي در مقايسه با شركتهاي خارجي.

-         همكاري با دانشگاهها.

-        تربيت محققين تحقيق و توسعه (به عنوان مهمترين عامل).

-         هزينه هاي نظامي.

-         ملاحظات نظامي.

-        آماده سازي اجتماعي و پرسنلي.

-        كاهش بوروكراسي.

-        حمايت از سرمايه گذاران.

 

دانشگاه و سازمان تعامل

دانشگاه به عنوان عنصر عرضه كننده دانش و توليد نيروي انساني متخصص در سازمان تعامل نقش عمده و محوري را دارد كه اهم آنها عبارتند از:

-        توليد دانش موردنياز بخش خصوصي و ترويج آن.

-        پرورش نيروهاي انساني ماهر در سطوح مختلف اجرايي - تحقيقاتي - اداري.

-        انجام پروژه هاي تحقيقاتي (بنيادي - كاربردي - توسعه اي ).

-        برگزاري دوره هاي كوتاه مدت و بلندمدت كاربردي براي صنايع.

-        انتقال و بومي سازي دانش و تبديل آن به تكنولوژي براي استفاده صنايع.

-        انجام مطالعات راهبردي براي مديريت- ايجاد انسجام , افزايش كارآيي مراكز رشد فناوري و علم.

-        نيازسنجي آموزشي و تحقيقاتي صنايع مستقر در مراكز رشد فناوري و علم براي رفع موانع و مشكلات و راهكارهاي توسعه آنها.


صنعت و سازمان تعامل

   صنعت به عنوان مصرف كننده علم و تكنولوژي بايد ارتباط تنگاتنگ با دانشگاه داشته و براي بكارگيري بهينه از دانش توليد شده و تكنولوژي به وجود آمده از آن كمال استفاده را بنمايد و فعاليتهاي ذيل عمده فعاليتهايي است كه بايد بخش صنعت در سازمان تعامل انجام دهد.

-        تامين نيروي انساني تربيت شده از سوي دانشگاهها باتوجه به مهارت و قابليت دهي فردي آنها.

-        كاربردي نمودن دانش توليد شده و تكنولوژي.

-        تجاري نمودن تحقيقات كاربردي و توسعه اي.

-        دسته بندي مشكلات و موانع موجود در توليد و سفارش آنها به دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي جهت بررسي و تحقيق در ارتباط با آنها.

-         ارتقاء كيفيت محصولات توليدي و اجراي سيستم هاي مديريت كيفيت.

-        بررسي راهكارهاي توسعه محصول و استفاده از نوآوريهاي علمي و فني براي رقابت در بازارهاي جهاني.

-        شناسايي بازارهاي هدف براي تامين نياز مصرف كنندگان و رقابت در عرصه جهاني جهت انتقال و توسعه تكنولوژي و تجاري نمودن نتايج تحقيقات و نوآوريها.

حال باعنايت به اين فعاليتها كه از مرحله ايده پروري تا تجاري نمودن يك امر صنعتي كه به صورت كاري مصرفي توليد مي شود يا خدمتي كه درجهت رفع نياز بشري ايجاد مي گردد. سه عنصر از ابتدا تا انتهاي اين فرآيند باهم و در تعامل مشخص، مسير تعريف شدهاي را مي پيمايند. و عملكردي را از خود به جا ميگذارند كه مي تواند با شاخصهاي معين ارزيابي گردد. درحقيقت ما براي اداره اين سازمان تعامل، نيازمند يك برنامه مشخص و روش برنامهريزي تعاملي هستيم كه به شرح آن ميپردازيم.

 

برنامه ريزي تعاملي گامي براي تحقق سازمان تعامل

برنامهيزي تعاملي يك نوع شيوه برنامه ريزي نوين است كه در آن برنامه ها توسط واحدهاي برنامهريزي داخلي يا خارجي تهيه و براي تصويب به مديران ارائه نمي گردد، بلكه مديران مستقيما در فرآيند برنامه ريزي شركت دارند بطوركلي مي توان گفت در عصر تفكر سيستمي است كه تمام عناصر سيستم در هدايت و رهبري  و رشد و توسعه آن نقش ايفا مي نمايند.

در مراكز رشد فناوري و علم كه سازمانهاي تعامل براي هدايت آن ترسيم شد، با روش برنامهريزي تعاملي سه عنصر مربوط (دانشگاه- دولت- صنعت) قابل هدايت و رهبري است. اين روش برنامهريزي داراي  اصول عملياتي و محتوايي است كه عمده ترين اصول عملياتي آن عبارتند از 1- اصل مشاركت 2- اصل مداومت 3- اصل كل نگري اصل مشاركت مي گويد: در برنامه ريزي تعاملي است كه اعضاء سازمان توسعه مييابد و از اين طريق است كه سازمان را مي شناسند و به هدف هاي آن بهتر خدمت مي نمايند.

اصل مداومت ميگويد: براي پيگيري مستمر برنامههاي تدوين شده و نزديكي به اهداف بايد برنامهريزي به صورت مداوم و مستمر انجام گردد.

اصل كل نگري ميگويد: براي رسيدن به اهداف بايد اجزاء سيستم براي رسيدن به يك هدف غائي تلاش نمايند و برنامه ها و وظايف تعريف شده در هر واحد و در راستاي تحقق برنامه كل سازمان باشد كه در اين راستا بايد به هماهنگي و ادغام كارهاي موازي توجه جدي صورت گيرد.

 

كاربرد برنامهريزي تعاملي در تعامل سه جانبه دانشگاه - دولت - صنعت

در ابتدا سازماني را به صورت تعاملي ازسه عنصر ياد شده ترسيم نموديم كه اين سازمان در راستاي بهبود مديريت مراكز رشد فناوري و علم فعاليت خواهد نمود سپس براي اين سازمان يك مدل برنامه ريزي كه به آن برنامه ريزي تعاملي گفته مي شود تعريف نموديم در راستاي بهبود عملكرد ابتدا يك سازمان را تشكيل داده و ابعاد و ماهيت آن و نيز رسالت و اهدافي را كه دنبال مي كند به صورت مستند و مدون در قالب يك طرح ايدهال تهيه نمائيم كه به اين مورد در اوايل مقاله اشاره شد سپس در قالب كاربرگ هاي مخصوص وظايف و فعاليتهايي را كه براي هر عنصر مي توان متصور نمود تهيه نموده و در هيئت مديره يا امناء سازمان تعامل به صورت مصوب قطعي نمود. سپس براساس مراحل زير به اجراي برنامه هاي مدون با روش  تعاملي اقدام كرد. (اشاره به شكل شماره 3).

1-  نظم بخشيدن به آشفتگي : شناسايي سيستم تعديرات و فرصت هايي كه سازمان در برابر خود دارد.

2-  برنامهريزي هدف ها: تاكيد بر هدفهاي كه بايد پيگيري شوند در اين مرحله است كه آينده دلخواه طراحي مي شود.

3-  برنامه ريزي وسيله ها : انتخاب يا خلق وسايلي براي رسيدن به هدف ها در اين مرحله است كه راههاي تخمين و برآورد آينده دلخواه كشف مي شود.

4-  برنامهريزي منابع: تعيين منابع لازم زمان نياز و چگونگي بدست آوردن منابعي كه در دسترس نميباشد.

5-  طرح, اجرا و كنترل: تعيين نوع, زمان و مكان فعاليت هر عنصر و چگونگي كنترل اجرا و پيامدهاي آن يعني نگهداشت آن در مسير درست.

در اين فرآيند برنامه ريزي بعداز ايجاد سازمان تعامل بايد سه عنصر به صورت هماهنگ و همگام، برنامه آرماني را براي رشد فناوري و علم تصور نموده و به عنوان يك سند آرماني تهيه نمايند. و براساس اين سند هر عنصر وظيفه يا وظايف خود را تعيين و در قالب كاربرگهاي مشخص از مرحله ايده ايجاد مركز رشد تا مرحله بهره برداري و توسعه آن تهيه نمايند تا در هر مرحله عمليات و فعاليتهاي ارزيابي عملكرد را براي هر عنصر و نيز سازمان تعامل طراحي و براي اصلاح و بهبود فرآيند عمليات در مراحل اجرا و پياده سازي و بهره برداري از مراكز رشد فناوري و علم ايجاد نمايد.

 

ارزيابي و كنترل عملكرد سازمان تعامل

براي ارزيابي عملكرد از اساسي ترين گامهاي برنامه ريزي تعاملي است مي تواند فرمت ها و كاربرگهاي مشخصي را طراحي كرد و در هر لحظه و زماني براساس اين كاربرگها عملكرد سه عنصر سازمان تعامل را بررسي و ارزيابي نمود و در مواقع لزوم براي اصلاح بهبود و تكميل آن اقدام كرد براي اين امر يعني طراحي فرمتهاي مناسب ارزيابي عملكرد، بايد 10 شاخص مهم درنظر گرفته شود كه عبارتند از :

-        ماهيت وظيفه اي كه بايد انجام شود.

-        هدفهاي كوتاه مدت و ميان مدت مربوطه.

-        فرد مسئول اجراي آن.

-        گامهايي كه بايد برداشته شود.

-        چه كسي مسئول هر مرحله است.

-        زمان هريك از مراحل.

-        در صورت وجود پول اختصاص يافته به هر مرحله.

-         فرضيات اساسي كه زمانبندي برآن استوار است.

-        عملكرد موردانتظار و زمان اين انتظار.

-        فرضياتي كه مبناي اين انتظار واقع شده اند.


راهكارهاي بهبود و اصلاح عملكرد سازمان تعامل

با عنايت به اينكه قالبهاي تهيه شده ميتواند ما را در ارزيابي عملكرد رهنمود گردد لذا براساس ارزيابي انجام يافته مي